به نام خدا دکتر مجیدپور هستم در این جلسه می‌خواهیم در مورد بافت شناسی مبحث خون صحبت کنیم انشالله که مفید واقع بشه برای شما اما همانطور که در مبحث بافت همبند صحبت کردیم خون یکی از اون بافت‌های هم‌بند تخصص یافته بود خون در واقع ویژگی خیلی مهم داره که اونو از سایر بافت‌های همبند دیگه جدا میکنه و اون ویژگی مهم اینه که سلول ها این بافت هم بند در داخل ماده خارج سلولی یا اکسترا سلولار ماترییکس. که مایع هست و اسمش پلاسما هست به صورت معلق قرار گرفتن حجم خون در یک فرد بالغ حدوداً ۵ لیتره و اجزایی که در واقع اجزای سلولی که در داخل خون قرار گرفتند متشکل از گلبول‌های قرمز یا الکتروسیت‌ها گلبول‌های سفید یا وایت پی سی یا لکوسیت‌ها و پلاکت‌ها هستند اینجا عرضم به خدمتتون در این تصویر اومده همه محتویات خون رو نشون داده چه اجزایی در داخل خون قرار گرفتند. اومده یک نمونه خون و گرفته اونو سانتریفیوژ کرده زمانی که نمونه خون سانتریفیوژ بشه اجزای موجود در خون به صورت سه لایه قرار می‌گیرد لایه‌ای که در زیر قرار گرفته در واقع همان گلبول‌های قرمز هستند که حدوداً ۴۴ درصد از این حجم نمونه را تشکیل دادند در وسط حدوداً یک درصد عرضم به خدمتتون حجم نمونه توسط ها در واقع اشغال شده که ما در مجموع بهش میگیم بافت یا پوشش در واقع. لیفی هم بهش گفته میشه و در بالا ۵۵ درصد هم در واقع پلاسمای خون هست این ۵۵ درصد از پلاسمای خون خودش متشکل از سه بخشه آب ۹۲ درصد را تشکیل داده ۷ درصد از پروتئین‌ها در واقع متشکل از آلبومین گلوبولین‌ها فیبرینوژن و سایر پروتون های تنظیمی خون مجموعاً کلاً این ۷ درصد از پروتئین ها تشکیل دادن و دیگه مواد محلول متشکل از یک درصد هستند از جمله الکترولیت ها یا یون ها. مواد مغذی گازهای تنفسی و محصولات زائد همه این‌ها در این یک درصد از پلاسما قرار می‌گیرد نکته دیگه اینه که الکتروسیت‌ها در یک فرد بالغ بین ۴. ۲ الی ۶. ۲ میلیون عدد در هر در واقع میلی‌متر مکعب تشکیل می‌دهد پلاکت‌ها می‌بینید که ۱۵۰ الی ۴۰۰ هزار در هر میلی متر مکعبی تشکیل میدن و عرضم به خدمتتون لوکوسیت ها چهار و نیم یا تا ۱۱ هزار. عدد در هر میلی‌متر مکعب تشکیل می‌دهد اینجا عرضم به خدمتتون ویژگی‌های افتراقی سلول‌های لوکوسیت‌ها آورده شده ۵ نوع لوکوسیت اصلی داریم لنفوسیتها مونوسیت‌ها نوتروفیل‌ها اوزینوفیل‌ها و بازوفیل‌ها بعداً در موردش صحبت خواهیم کرد که نوتروفیل‌ها و اوزینوفیل‌ها و بازوفیل‌ها به مجموع این سه تا سلول بهش میگیم گرانولوسیت ها چون میبینید که دارای گرانول های اختصاصی رنگی هستند مثلاً بازوفیل ها به گرانول هاشون به رنگ. آبی دیده میشه اوزینوفیل‌ها به رنگ قرمز و نوتروفیل‌ها به رنگ خنثی دیده میشه و دو نوع سلول بهش میگیم آگرانولوسیتها که شامل لنفوسیت و مونوکسیدها هستند اینا گرانول‌های اختصاصی ندارند از نظر عرضم به خدمتتون تعداد می‌بینید که تعداد نوتروفیل‌ها نسبت به تمامی لوکوسیدها بیشتره بعد از نوتروفیل‌ها لنفوسیت‌ها هستند بعد از لنفوسیت ها مونوسیت ها و بعد از اونها اوزین ها و بازوفیل ها هستند. پس می‌بینید توالی عرضم به خدمتتون تعدادی سلول‌ها بسیار حائز اهمیت که در واقع بیشترین تعداد لوکوسیدها مال نوتروفیل‌ها و کم تعدادترین مال بازوفیل‌ها هستند اما عملکردهای خون در واقع یک مایعی هست که اکسیژن دی اکسید کربن متابولیت ها هورمون ها و سایر مواد و از جایی که تولید شدن به جای که مصرف می‌کنند در واقع انتقال میدن. در موقع خون یک ماده انتقالی هست خیلی حائزه اهمیته ما می‌دونیم که اکسیژن بیشتر به صورت اتصال به مولکول هموگلوبین در داخل الکتروسیت‌ها هست انتقال پیدا می‌کنه حالا به همین دلیله که ما می‌گیم مثلاً نقش گلبول قرمز بیشتر انتقال اکسیژن و دی اکسید کربنه همچنین دی اکسید کربن هم به صورت متصل به هموگلوبین و هم به صورت آزاد و به حالت محلول در پلاسما هست. که در واقع می‌تونه انتقال پیدا کنه و بره به سمت ریه و در نهایت از ریه خارج بشه وارد دستگاه تنفسی بشه و از راه مجازی تنفسی خارج بشه این سه اتو هم میتونه به صورت سه اوتو در داخل پلاسما به حالت محلول باشه و هم میتونه به صورت هاش سه و سه می‌دونید که هاش سه و سه مولکولیه که در دل خودش co2 رو جا داده و به این دو تا شیوه عرضم به خدمت چون دی اکسید کربن میتونه از ریه ها در نهایت خارج بشه. عملکرد دیگه خون می‌دونید که در واقع جمع آوری پسمانده‌های متابولیک از سلول‌های سراسری بدن و انتقال اون به اندام‌های دفعی به عنوان مثال به کلیه‌ها هست هر در واقع بافتی مواد زائد خودشو وارد جریان خون میکنه و جریان خون در نهایت همه اینها را وارد دستگاه ادراری میکنه و در محل دستگاه ادراری اینها دفع خواهند شد یکی از عملکردهای مهم دیگه خون توزیع هورمون هاست هورمون ها میدونید که. به شیوه اندوکرین تولید میشن وارد جریان خون میشن و در نهایت در داخل گردش خون به جریان در میان تا به سلول هدف برسند و تاثیر بزارند بر سلول هدف عملکرد دیگه خون توزیع گرماست یعنی خون در واقع هر جایی که خودش انتقال پیدا کنه گرما رو با خودش حمل میکنه تنظیم درجه حرارت بدنه حفظ تعادل اسید باز و تعادل اسمزی هست که کاملاً مشخص هست. همونطوری که گفتیم در واقع ۵ نوع لوکوسید داریم که سه نوعشو بهش می‌گفتیم گرانولوسیتها نوتروفیل اوزینوفیل و بازوفیل و دو نوع بهش می‌گفتیم آگرانولوسیتها اگر بخواهیم لوکوسیدها را مقایسه کنیم از نظر اندازه و در واقع به ترتیب کاهشی بخواهیم با هم مقایسه کنیم می‌بینیم که بزرگ‌ترین لوکوسید مونوسیته که اینجا میتونید مشاهده بکنید بعد از اون عرضم به خدمت چون در واقع به خدمتتون از نظر اندازه. اگر بررسی کنیم می‌بینیم که بعد از اون نوتروفیل اوزینوفیل بازوفیل هستند و در نهایت لنفوسیت‌ها هستند که کوچک‌ترین نوع از در واقع لوکوسیدها هستند پس مونوکسید بزرگترین لنفوسیل کوچکترین و این سه تا در وسط قرار گرفتند که کاملاً مشخصه از نظر تعداد ما میدونیم که نوتروفیل ها بیشتر از هم است بعد از اون لنفوسیت بعد از اون مونوسیت بعد از اونها در نهایت بازوفیل هستند از نظر طول عمر. آگرانو لوسیت‌ها شامل لنفوسیتو مونوسیت که هستند آگرانونوسیت‌ها چندین سال می‌توانند در واقع عمر کنند بازوفیل‌ها عمرشون در حد چند ماه اوزینوفیل‌ها در حد چند روزه و نوتروفیل‌ها در حد هوزینوفیل در حد ۴ هفته و نوتروفیل‌ها در عرض چند روزه یه نکته خیلی مهم وجود داره در مورد در واقع این تعداد و طول عمر عرضم به خدمت خدمتتون اینه که. هرچه طول عمر سلول‌ها در واقع کمتر باشه طبیعتاً توان تعدادشون باید بیشتر باشه و توانایی تقسیمشون هم باید بیشتر باشه در واقع یک نقیصه با یه ویژگی خیلی مهم دیگه جبران شده که کاملاً مشخص هست ما یه نکته خیلی مهم شما دقت کنید بچه ها اینجا عرضم به خدمتتون در این لوله ای که صحبت کردیم گفتیم یک نمونه خونی گرفته شده و سانتریفیوژ شده اینجا عرضم به خدمتتون نمونه خونی و در واقع که از یک فرض گرفتن. داخل یک لوله آزمایشی قرار دادند که این لوله آزمایش حاوی یک ماده ضد انعقاد یا آنتی کواگولانه به عنوان مثال مثل هپارین یا سدیم سیترات اینا مواد ضد انعقاد هستند که در داخل لوله‌های آزمایشی که ما در واقع آزمایش خون هم میدیم وجود دارند و از انعقاد خون جلوگیری می‌کند اگر ما این در واقع نمونه خونی و بیایم سانتریفیوژ کنیم میبینیم که در واقع ساختارهایی که در اسلاید قبل توضیح دادیم در سه لایه قرار میگیند که اینجا شما سه لایه رو میبینید در واقع پلاسما در بالا. بافیکات یا پوشش لیفی در وسط و عرضم به خدمتتون گلبول‌های قرمز که ما بهش میگیم هماتوکریت دیگه در قسمت تحتانی لوله قرار می‌گیرد اما اگر نمونه خونی گرفته بشه و در داخل یک لوله آزمایشی که فاقد مواد ضد انعقاد قرار داده بشه چه اتفاقی میفته خب طبیعتاً فرایند انعقاد خون روی میده برای فرایند انعقاد خون اینکه برای اینکه روی بده ما نیاز داریم به یکی از پروتئین های پلاسما به اسم فیبرینوژن. فیبرینوژن هست که در نهایت باعث انعقاد خون میشه در فرایند انعقاد خون این فیبرینوژن ما می‌دونیم که در واقع یک شبکه فیبرینیو درست می‌کنه و در اون گلبول‌های قرمز و به دام می‌اندازه یعنی باعث تجمع گلبول‌های قرمز میشن در نتیجه اگر یک نمونه خونی در داخل یک لوله قرار داده بشه بدون ماده ضد انعقاد طبیعتتا انعقاد خون روی میده در این حالت ما در پایین لوله لخته خونی رو خواهیم داشت. و در بالا یک ماده‌ای به اسم سرمو خواهیم داشت سرم یک مایع غنی از پروتئین که فاقد فیبرینوژن هست خب طبیعتاً فیبرینوژن تبدیل شده به فیبرین و فیبرین رفته در واقع گلبول‌های قرمز و در داخل یک شبکه به دام انداخته خیلی مهمه سرم حاوی پروتئین آلبومین ایمونوگلوبین ها و مواد دیگه هست اینا رو حتماً در نظر داشته باشید ولی فاقد پروتئین فیبرینوژن هست کتاب جان کویرا میگه میگه. اگر خون از دستگاه گردش خون خارج بشه چه در داخل یک لوله آزمایش ما بیایم این خونو قرار بدیم یا نه اصلاً در واقع در یک حالت در واقع پاتولوژیک رگی پاره شده یه خون از دستگاه گردش خون خارج شده وارد سیستم خارج سلولی یا ماتریکس خارجی سلولی اطراف رگ شده یا وارد همون ای سی ام شده در هر دو تای این حالت یعنی این لوله که شما مشاهده میکنید یا اینکه خون از رگی پاره شده باشه وارد ای سی ام شده باشه در هر دو تای این حالت. پروتئین انعقادی خون که همان فیبرینوژن هست میاد ری اکشن نشون میده با گلبول‌های قرمز و لخته درست می‌کنه علاوه بر لخته یک مایع زرد کمرنگی به اسم سرم هم درست میشه اینجا منظور از واکنش پروتئین‌های پلاسما با یکدیگه بیشتر منظورش فیبرینوژنه پروتئین فیبرینوژن که در انعقاد خون نقش داره پس پروتئین انعقادی خونی یا همان فیبرینوژن با گلوله های قرمز ریشن میده و لخته و سرم درست میشه. سرم پس گفتیم حاوی همه پروتئین‌های خون به جز فیبرینوژن علاوه بر این سرم حاوی فاکتورهای رشد و همچنین پروتئین‌های دیگه‌ای که از پلاکت‌ها در حین شکل‌گیری لخته آزاد میشه ببینید برای ایجاد لخته پلاکت ها نقش اساسی و برعهده دارند پلاکت ها در حین ایجاد لخته موادی رو از خودشون آزاد میکنند که در واقع در شکل گیری لخته نقش داره این پروتئین ها آزاد میشن. در حین در واقع تشکیل لخته پس سرم حاوی این پروتئین‌های در واقع آزاد شده از پلاکت‌ها هم هست حتما در نظر داشته باشیم پس اینجا دوباره میگه اگر ما یه نمونه خونی و سانتریفیوژ کنیم که این نمونه خونی در واقع در داخل لوله‌ای قرار داده شده که حاوی مواد ضد انعقاد مثل هپارین و مثل سیترات هست در واقع این سه تا لایه رو ما میتونیم بعد از سانتریفیوژ مشاهده بکنیم که این سه تا در واقع لایه نشان دهنده ناهمگینی. اجزای موجود در خون هست پس یادتون نره که هماتوکریت به معنای چی هست و بافیکات به معنای چی هست حتماً در نظر داشته باشید اینجا دوباره اجزای خون سانتریفیوژ شده رو نشون داده هماتوکریت که همان الکتروسیت‌های ته نشین شده هستند در یک فرد بالغ ۴۵ درصد است حجم کل در واقع خون رو تشکیل میدن پلاسما میبینید که ۵۵ درصد در بالای لوله قرار میگیره مایع متمایل به ظرف شفاف و اندکی چسبناک و در نهایت. پوشش لیفی یا بافیکات این قسمتی که اینجا قرار گرفته و یک لایه نازک سفید متمایل به خاکستری حدوداً یک درصد بین پلاسما در بالا و هماتوکری در پایین قرار گرفته و خودش متشکر از لوکوسیت‌ها و پلاکت‌ها هست می‌دونید که هر دو تای اینها لوکوسیت‌ها و پلاکت ها. تراکم نسبتا کمتری دارند نسبت به گلبول‌های قرمز و در واقع این تعداد کمتر آنها خیلی کمتر دیگه طبیعت ۴۵ درصد گلبول قرمز ۴۵ درصد اینا هر دوتا یک درصد که این خیلی حائزه اهمیت هست اما در مورد پلاسما پلاسما یک محلول آبی با پیچ ۷. ۴ ۹۲ درصدش تقریبا آب هست هفت درصدش پروتئین های پلاسما هست. کز این ۷ درصد بیشتر پروتئین‌های پلاسما آلبومین هستند و بعد از اون گلوبولین‌ها هستند خود گلوبولین‌ها شامل چندین نوع هستند مثلاً آلفا گلوبولین بتاگلوبولین و گاماگلوبولین که گاما گلوبولین همان ایمونوگلوبین‌های آنتی بادیا هستند حتماً در نظر داشته باشید اجزای محلول در پلاسما هم که یک درصد مثل مواد غذایی مواد زائد گازها هورمون ها و الکترولیت ها نکته خیلی مهم ترکیب پلاسما معمولاً نماینده و نمایانگر و نشان دهنده. میانگین ترکیب مایع خارج سلولی بافت‌هاست علت اینه که خوب همیشه در واقع به طور مستمر مایع خارج سلولی بافت‌ها در تبادل با مایع موجود در پلاسما هستند به همین دلیل در واقع این دو تا نمایانگر همدیگه هم هستند پروتئین‌های پلاسما فراوان‌ترین پروتئینش آلبومین ۷۰ درصد از کل پروتئین های پلاسما را تشکیل میده دست کبد تولید میشه نقش اصلی آلبومین حفظ فشار اسموزی موجود در خونه. آلفا گلوبولین‌ها و بتاگلوبینها پروتئین‌های دیگه هستند که از نوع گلوبولین‌ها هستند این‌ها توسط کبد تولید میشن مثل آلبومین‌ها و برخی از سلول‌های دیگه هم ممکنه اونها رو تولید بکنند یه از نوع آلفا گلوبولین ها و بتاگلوبین ها میتونیم مثلاً مثال بزنیم ترانسفرین ها رو و همچنین دیگه فاکتورهای انتقال دهنده مثل ترانسفرین و پروتئین و پروترومبینو و سایر فاکتورهای انعقادی در واقع مثل پروترومبین. لیفو پروتئین‌ها و سایر پروتئین‌هایی که از خون وارد بافت می‌شود اینا انواع آلفا گلوبولین‌ها و بتاگلوبولین‌ها هستند گاماگلوبولین‌ها یا ایمونوگلوبولین‌ها که ما بهش میگیم آنتی بادی اینا توسط پلاسما سل ها تولید میشن حالا در مبحث عرضم به خدمتتون بافت همبند در موردش صحبت کردیم فیبرینوژن بزرگترین پروتئین پلاسماست که در کبد درست میشه در هنگام ایجاد لخته همونطوری که گفتم به صورت رشته های متقاطع و نامحلولی به اسم. فیبرین پلیموریزه میشه و در نهایت مانع از خروج خون از عروق میشه انواع دیگه پروتئین‌های موجود در پلاسما پروتئین‌های سیستم کمپلمانند که در التهاب و در تخریب میکرو ارگانیسم‌ها نقش دارد در مبحث سیستم ایمنی انشالله در مورد پروتئین‌های سیستم کمپلمان خواهید خوند اما فشار اکسیژن موجود در خون به چه شیوه ای هست ما میدونیم که خون زمان که در واقع وارد مویرگ ها میشه توسط مواد در واقع اکسیژن و مواد غذاییش. توسط بافت‌ها در واقع گرفته میشه و اکسیژن و مواد غذایی به بافت‌ها انتقال داده می‌شه و در محل مویرگ‌ها طبیعتاً ما می‌دونیم که در محل مویرگ‌ها فشار اکسیژن به در واقع به کمترین حالت خودش انتقال پیدا می‌کنه مویرگ‌های موجود در سراسر بدن محل تبادل اکسیژن هستند به همین دلیله که در اینجا جاییه که اکسیژن مصرف میشه و فشار اکسیژن به پایین ترین حد ممکن خودش میرسه میدونیم که خون از مویرگ ها. به دستگاه وریدی منتقل میشه و می‌بینی که فشار خون در دستگاه وریدی هم در کمترین حالت خود هست در نهایت از دستگاه وریدی ما می‌دونیم که وارد در واقع قلب میشه خونی که فاقد اکسیژن یعنی اکسیژنش توسط بافت ها مصرف شده وارد در واقع دستگاه ریوی میشه در دستگاه ریوی خون بدون اکسیژن اکسیژن دار میشه در محل مویرک های ریوی میبینید که فشار خون اکسیژن دیگه خیلی زیاد شده چون مویرگ ریوی جایی هست که در واقع. تبادل اکسیژن موجود در هوایی که ما تنفس کردیم و خون بدون اکسیژنی که وارد ریه شده این تبادل صورت می‌گیره پس می‌بینید که در نهایت این در محل مویرگ‌های ریوی فشار خون اکسیژن زیاد میشه به این معنا که خون وارد مویرگ‌ها شده اکسیژن وارد مویرگ های ریوی شده و در نهایت میدونیم که خونی که از گردش خون ریوی خارج میشه وارد گردش خون بزرگ میشه یا سیستمیک میشه و. این گردش خون سیستمی خون اکسیژن دار را به سراسر بدن منتقل میکنه تا در محل مویرگ‌های بافتی اکسیژن‌ها برند مصرف بشن ببینید که فشار خون فشار اکسیژن موجود در خون وریدی ۴۰ در واقع میلیمتر جیوه هست و زمانی که خون اکسیژن دار میشه این فشار خون به حتی به سر میلیمتر جیوه هم افزایش پیدا میکنه و دوباره میاد به سمت پایین این به این معناست که اکسیژن مصرف شده که خیلی حائز اهمیته به همین دلیل. ما می‌تونیم بگیم که میزان اکسیژن خون یا فشار اکسیژن در مویرگهای ریوی و در شریان‌هایی که در واقع خون خودشونو از دستگاه ریوی می‌گیرند خون خودشونو از در واقع از خونی می‌گیرند که از طریق گردش خون ریوی وارد گردش خون بزرگ شده میدونیم که شریان‌ها از گردش خون بزرگ آغاز میشن مثل شریان آئورت و شریان برکس الی آخر. میزان فشار خون در شریان‌ها و در مویرک‌های ریوی در بیشترین مقدار خود و می‌دونیم که در شریان‌ها نهایتاً تبدیل میشن به مویرگ‌های بافتی در محل مویرگ‌ها تبادل صورت می‌گیره فشار خون اکسیژن کاهش پیدا می‌کنه و در نهایت ما میدونیم که در محل مویرگ بافتی و در خون وریدی ما حداقل میزان فشار اکسیژن رو داریم که این خیلی حائز اهمیت هست اما در مورد اسمیرهای خونی یا گسترش های خونی. ببینید حتما دیدید که در واقع توی آزمایشگاه مثلاً میان یک در واقع قطره خون رو بر روی یک لام قرار میدن و بعد از اون با استفاده از یک لام یا یک لامل دیگه کوچکتر هست میان این قطره خونی رو در واقع پخش می‌کنند بر روی این لامی که روش گذاشتن و به همین شیوه‌ای که مشاهده می‌کنید و بعد از اون میتونن برن در زیر میکروسکوپ ببینن مشاهده کنند گلبول های مثلا قرمز یا گلبول های سفید رو یا سایر ساختارهای موجود در خون رو. به این شیوه مورد بررسی قرار دادن ساختارهای خونی ما بهش میگیم اسمیر خونی یا گسترش‌های خونی که توی اون پزی قطره خون رو در روی یک لام میکروسکوپی پخش می‌کنند و به این شیوه می‌تونن سلول‌ها رو مشاهده کنند اون‌ها را از همدیگه تفکیک بدن و حتی می‌تونن هسته سلول‌ها و ویژگی های سیتوپلاسمی اونها رو هم دیگه مشاهده بکنن قبل از اینکه اونها رو در واقع بعد از اینکه در واقع این قطره خونی و پخش کردن بر روی لام میبینید به این شیوه. قبل از اینکه اونو ببرن زیر میکروسکوپ مشاهده بکنن می‌تونن از مخلوط‌های رنگی ویژه‌ای به عنوان مثال مخلوط‌هایی از رنگ‌های اسیدی مثل اوزین و بازی مثل متیلن بلو برای رنگ آمیزی و افتراق سلول‌ها استفاده بکنند که این کار رایجه همچنین می‌تونن از رنگ‌هایی به اسم آزور. برای رنگ آمیزی گرانول‌های سیتوپلاسمی سلول‌ها استفاده بکند این گرانول‌های سیتوپلاسمی حاوی پروتئین‌های باردار و پروتوگلیکان‌ها هستند دیگه حتماً می‌دونیم پس می‌تونه از رنگ‌های آزور هم استفاده بکنند گرانول‌هایی که این رنگ‌های آزو رو می‌گیرند بهش میگن گرانول‌های آزوروفیلیک این گرانول های در واقعفی که حالا در اس بعدی خواهیم گفت که در چه سلول های وجود دارد. گرانول‌های آزروفیلیک در نوکوسیت‌های موجود در خون که ما اونا رو رنگ کردیم مثل ماسل‌های بافت همبند که در اسلایدهای جلسات قبل در موردش صحبت کردیم خاصیت متاکرومازی دارند حتما یادتون هست زمانی که ما در مورد ماسل‌ها صحبت می‌کردیم در مورد خاصیت متا کروموزوم صحبت کردیم و عرضم به خدمتتون پس لوکوسیت ها مثل ماسل ها گرانول های خاصیت متکروموزی دارند اولین سلولی که میخویم در موردش صحبت کنیم از سلول های موجود در خون الکتروسیت ها هستند. اینجا شما سلاح‌های الکتروسیت ویژگی‌های ظاهریشون رو می‌تونید مشاهده بکنید ما می‌دونیم که الکتروسیت‌های گلبول‌های قرمز ساختارهای تمایز یافته انتهایی هستند یعنی سلول‌هایی هستند که فاقد تقسیم میتوز هستند این سلول‌ها حتی هسته هم ندارند و تمام سیتوپلاسمشون توسط پروتئین حامل اکسیژن یا همان هموگلوبین پر شده. این سلول‌های اریتروسیت‌ها یک غشای پلاسمایی یا سلولی دارد و اینجا هم کل سلول توسط هموگلوبین کاملاً پر شده اریتروسیت‌ها تنها سلول‌های خونی هستند که برای ایفای عملکردشون عروق و لازم نیست که ترک کنند در واقع وظیفه خودشون رو در داخل خون انجام میدن در حالی که سلول های دیگه مثل مثلا تمام انواع لوکوسیت ها برای اجرای وظایف خودشون باید عروق خونی رو ترک کنند. از نظر شکل اریتروسیت‌ها به شکل صفحات مقعر الطرفین هستند می‌بینی که دو تا سمتشون حالت مقعر دارند ولی انعطاف‌پذیر هستند مقر بودن این سلول‌ها باعث میشه که غشای پلاسمایی در واقع سلول نسبت در واقع بیشتری رو ایجاد بکنه یا به میزان بیشتری ایجاد بشه بالاخره ما میدونیم که در هر جایی که فرو رفتگی وجود داشته باشه و برآمدگی به این معناش که ناحیه سطحی به این معنا است که ناحیه سطحی همون سلول زیاد شده. پس اینجا در واقع ناحیه سطحی یا سرفیس اریای سلول در واقع زیاد شده یا در واقع نسبت ۱۰۰ به حجم سلول زیاد میشه و در نتیجه طبیعتاً این سلول میتونه میزان بیشتری تبادل گازی رو انجام بده یعنی به میزان بیشتری می‌تونه مثلاً عرضم به خدمتتون اکسیژن رو از داخل خودش که در داخل این هموگلوبین ها قرار گرفته آزاد کنه و بیشتری رو بگیره تبادل بیشتر میشه. می‌بینید که در واقع دو تا سمت سلول یعنی فاصله بین دو تا غشای پلاسمایی دو تا سند یا همان فضای سیتوپلاسم در محیط سلول ۲. ۶ میکرومتر در حالی که در مرکز که حالت مقعر هست هشت دهم میکرومتر در واقع فاصله بین دو تا سمت سلول هست که این خیلی حائز اهمیت هست نکته دیگه اینه که الکتروسی ها علا بر اینکه در واقع هسته ندارند اندامک ها را ندارند اما کاملاً توسط هموگلوبین پر شدن. اریتروسیتهای ویژگی که خیلی مهمی که دارن اینه که قطرشون یا اندازه‌شون واحد هست یعنی قطرشون در سراسر عروق موجود در خون در واقع قطر کاملاً یکسانی دارد به همین دلیل باعث شدند که در واقع این سلول‌ها رو ما به عنوان یک رولر یا یک خط‌کش‌های بافتی در نظر بگیریم. به این معنا که ما در واقع اندازه سایر ساختارهای بافت‌ها را نسبت به گلبول‌های قرمز هست که ما می‌تونیم اندازه‌گیری کنیم در واقع حکم یه خط‌کشی رو داره چون در واقع همه بافت‌ها حاوی عروق خونی هستند همه عروق خونی حاوی گلبول‌های قرمز هستند و وقتی که گلبول‌های قرمز اندازه واحدی داشته باشند طبیعتاً می‌تونیم اندازه سایر که در کنارش قرار گرفتن هم نسبت به در واقع خود گلبول های قرمز بیایم اندازه گیری بکنیم. به همین دلیل الکتروسیت‌ها به عنوان یک معیار درونی برای تخمین اندازه سایر سلول‌ها یا ساختارها میشه ازش استفاده کرد در واقع ما از اریتروسیت‌ها به عنوان یک خط‌کش استفاده می‌کنیم علت چی هست قطر واحد الکتروسیت‌ها و همچنین اینکه این سلول‌ها در اکثر مقاطع بافتی وجود دارند غلظت طبیعی الکتروسیت ها در خون در زنان بین سه و سه. ۹ تا ۵ و نیم در واقع میلیون در هر میکرولیتر و در. مردان ۴. ۱ تا ۶ میلیون در هر میکرون در واقع لیتر است نکته خیلی مهم اگر شما نگاه کنید در یک نمونه طبیعی از یک خون فرد نرمال rbcی‌ها می‌بینید که قسمت ناحیه مرکزیشون که همون جاییه که مقر طرفین هست حالت سفید هست اما بیماری های خیلی مختلفی در مورد اریسید ها وجود داره که اینجا جاش نیست ما در موردش صحبت کنیم مثلا در یکی از انواع بیماری های اریتروسیت ها. شکل گلبول‌های قرمز از حالت مقعر طرفین به حالت کروی در میاد و به همین دلیل ما به اریتروسیت‌ها بهش می‌گیم اسپروتو اسپروسیت یا سلول‌های کروی حالا خیلی انواع خیلی ناهنجاری های خیلی زیادی داره که عرضم به خدمتتون در مبحث هماتولوژی قطعاً خواهید خوند اینجا شما یه رگ یا یک مویرگ رو میتونید مشاهده بکنید که در داخل در واقع این مویرگ میبینید که عرضم به خدمتتون گلبول های قرمز قرار گرفتن. اینجا هم شما یه مویرگ دیگه رو یا دوتا یا چند تا رو می‌تونیم مشاهده کنید که گلبول‌های قرمز قرار گرفته اینجا هم حالا یه بافتی هست که من حدس میزنیم این بافت بافت ریه باشه نکته خیلی مهم در مورد عرضم به خدمت چون گلبول‌های قرمز اینه که همونطور که گفتیم گلبول های قرمز انعطاف پذیرند این انعطاف پذیری به چه دردی میخوره یعنی شما نگاه کنید یه رگی رو مشاهده می‌کنید که این رگ خودش حالت خمیده هست یعنی کاملاً انعطاف پیدا کرده و ممکنه حالا چندین تا خمیدگی دیگه هم ایجاد بشه. گلبول‌های قرمز برای اینکه از داخل این زوایای خمیدگی‌های عروق حرکت کند باید یه مقداری انعطاف پذیری داشته باشد انعطاف پذیری گلبول‌های قرمز باعث می‌شه که اون‌ها حالت خم شدن پیدا کنند و بتونن با مسیرهای نامنظم و حتی مویرگ‌هایی که کوچیک هستند بتونن سازگاری پیدا بکنند نکته خیلی مهم اینه که اریتروسیت ها که در واقع حاوی هموگلوبین بالغ طبیعی هستند زمانی که از این زوایای انشعابات مویرگی عبور میکن. حالت فنجانی شکل به خودشون می‌گیرند اینجا شما مثلاً می‌تونید مشاهده کنید یه حالت فنجانی شکلو یا اینجا مثلاً خود این حالت فنجانی شکله زمانی که از داخل انحناها دارن عبور می‌کنند اینجا یا به اینجا شما بازم میتونید مشاهده کنید یا اینجا میتونه حالت فنجانی شکل پیدا می‌کنند که این بسیار مهمه نکته دیگه الکتروسیت ها زمانی که در عروق خونی بزرگتر معمولا بزرگتر از مویرگ به عنوان مثال ونول ها. حرکت دارند می‌کنند به این شیوه‌ای که شما مشاهده می‌کنید معمولاً به صورت به سستی در کنار همدیگه پشت سر هم قرار می‌گیرند و یک توده‌ای رو ایجاد می‌کنند که ما بهش میگیم رولکس اینجا به عنوان مثال یک رولکس رو می‌تونیم مشاهده کنید که حاصل پشت سر هم قرار گرفتن گلبول‌های قرمز هست اما بیایم در مورد غشای اریتروسیت ها صحبت کنیم یا غشای گلوله های در واقع قرمز اینجا یه گلبول قرمز رو نشون داده و اینجا هم که غشای سلول کاملاً مشخصه. اینجا در واقع سطح داخلی سلولی یا همان سیتوپلاسم اینجا هم سطح خارجی سلول هست یا همان فضای در واقع اکسترا سلولار ماتریکس غشای الکتروسیت این خیلی مهمه شناخته شده‌ترین غشا در بین همه سلول‌های بدنه این به این علته که در واقع گلبول های قرمز خیلی راحت در دسترس هستند و ما هر زمانی که در واقع نیاز داشته باشیم میتونیم یه نمونه از خون برداریم گلبول های قرمز رو در واقع ازش جدا بکنیم و اونو ببریم در عرضم به خدمتتون فرایند آزمایشات خودمون. به کار ببریم به همین دلیله که کاملا در دسترس هستند غشای الکتروسیت‌ها دارای ۴۰ درصد چربی یا همین فسفولیپیدهایی که اینجا می‌تونیم مشاهده کنیم اینا همه فسفولیپیدها هستند ۱۰ درصد کربوهیدرات‌ها هستند اینجور کربوهیدرات‌ها رو می‌تونیم مشاهده بکنید و ۵۰ درصد پروتئین ها هستند که میدونید که پروتئین ها به دو شیوه پروتئین های در واقع این انتگرال یا سراسری یا ترنسمبر هستند و همچنین پروتئین های پریفرال هم که طبیعتاً ما بیشتر در سطح داخلی سلول داریم پروتئین های. عرضم به خدمتتون ترنسمن برین یا پروتئین‌های اینتگرال مهمی که در غشای الکتروسیت‌ها قرار گرفتند یکی کانال‌های یونی هستند که طبیعتاً در همه غشاها وجود دارد یک حامل آنیونی یا یک ناقل آنیونی به اسم پروتئین باند ۳ هست که کاملا بسیار مهمه پروتئین باند ۳ اینجا مشاهده می‌کنید و پروتئین دیگه پروتئین هست که بهش میگیم گلیکوفرین ای که اون هم بسیار پروتئین خیلی مهمی هست. نکته دیگه‌ای که وجود داره اینه که حالا بعضی از کتاب‌ها میگن گلیکوفرین ای بعضی از کتابا میگن گلیکوفرین ۳۰ اینجا به عنوان مثال شما گلیکوفرین سی رو میتونید مشاهده بکنید که همین پروتئینی که اینجا وجود داره پس این پروتئین باند سه هست یکی از پروتئین‌های در واقع عرضم به خدمتتون اینتگرال یا ترانسفر یا خلال غشایی پروتئین دیگه اینی که مشاهده می‌کنید گلیکوفرین سی هست که در واقع اون هم جز پروتئین های این انتگرال هست. یه ویژگی خیلی مهم پروتئین‌های گلیکوفرین ای یا سی اینه که قسمت خارج سلولی اینجا قسمت خارج سلولی این پروتئین انتگرال می‌بینید در واقع بهش ساختارهای کربوهیدراتی چسبیده یا در واقع کربوهیدرات‌ها بهش در واقع اتصال پیدا کردند و در واقع این کربوهیدرات ها همان در واقع مولکول‌هایی هستند که آنتی ژن ها گروه خونی abo را تشکیل میدن یعنی چی یعنی این. کربوهیدرات‌هایی که اینجا شما مشاهده می‌کنید انواع مختلفی دارند و بر اساس این انواع کربوهیدرات‌ها هست که اتصال پیدا کردن به پروتون کلیک سی ما میایم بر اساس این کربوهیدرات‌ها انواع گروه‌های خونی سیستم abo رو می‌تونیم شناسایی بکنیم به عنوان مثال اینجا پروتئین گلیکوفرین هست که یک پروتئین ترنسمن برین یا خلال غشایی یا انتگرال در داخل غشای دو لایه قرار گرفته اینجا غشای دو لایه است میبینید. و عرضم به خدمتتون اینجا مولکول‌های کربوهیدراتی هست که چسبیدن به در واقع این گلیکوفرین بر اساس نوع عرضم به خدمتتون مولکولی که چسبیده به این گلیکوفرین اینی که شما مشاهده می‌کنید ما انواع مختلف در واقع گروه‌های خونی رو میایم تعریف می‌کنیم به عنوان مثال اگر عرضم به خدمت چونفرین سی یا گلیکوفرین ای. مولکولی به اسم آنتیژن a چسبیده باشه بهش میگیم گروه خونی a و یا اگر آنتیژن بی چسبیده باشه بهش میگیم گروه خونی بی حالا اینایی که مشاهده می‌کنیم ما به عنوان آنتیژن a و بیم تعریف می‌کنیم همون در واقع مولکول‌های کربوهیدراتی هستند که چسبیدن به این گلیکوفرین ای یا سی پس در نظر داشته باشید آنتیژن های ای و بی یا که تعریف کننده گروه های خونی ای و بی هستند همان مولکول های کربوهیدراتی هستند که چسبیدن. به قسمت خارج سلولی در واقع پروتئین گلیکوپورین ای که کاملا میتونه مشاهده کنیم می‌بینید که این‌ها با همدیگه یه سری تفاوت‌های ریز دارند که در واقع نیازی نیست که ما در این مبحث به این‌ها رو توضیح بدیم نکته دیگه‌ای که خیلی مهمه در مورد پروتئین های پریفرال غشای عرضم به خدمتتون اریتروسیت ها هستند دو تا پروتئین محیطی یا پریفرال که خیلی حائز اهمیت هستند در غشای پلاسمای الکتریسیتها. پروتئین‌های اسپکترین و انکرین هستند هر دوی این پروتئین‌ها در واقع در ارتباط با سطح داخلی غشا هستند یعنی جز پروتئین‌های محیطی داخلی هستند نه خارجی یکی از مهم‌ترین این پروتئین‌ها پروتئین اسپکترین اسپکترین که عرضم به خدمتتون اینجا شما مشاهده می‌کنید به شکل یک پروتئین دایمر یا به شکل یک مولکول دو تا زنجیره است که یکی از زنجیره ها زنجیره آلفا به یکی هم زنجیره بتا هست. اسپکترین شبکه‌ای و تشکیل میده می‌بینی که کاملا یک حالت شبه که مانند اینجا هم اسپکتینگ تترامر رو ایجاد کرده می‌بینید که دایمرها اومدن اسپکتینگ تترامر ایجاد کردن در کنار همدیگه عرضم به خدمتتون اسپکترین شبکه‌ای رو در نهایت در زیر غشای پلاسمایی ایجاد میکنه و عرضم به خدمتتون این اسپکتریم به فیلامنت های اکین در زیر غشا متصل خواهد شد. اینجا شما مولکول اکتینو مشاهده می‌کنید که جی اکتین و به صورت حالت کروی مشاهده می‌کنید این در واقع ساختار زرد رنگ همان اکتین اف و این هم مولکول تروپومیوزینه که در کنار اکتین قرار گرفته می‌بینید که این اسپکترین‌ها در نهایت به این رشته‌ها یا فلامنت‌های اکتین در زیر غشا اتصال پیدا میکنه اینجا محل اتصال اسپکت های اکتیو میتونید مشاهده بکنید پروتئین دیگه پروتئین در واقع انکرین هست. انگلینی که اینجا مشاهده می‌کنید می‌بینید که اسپکترینو به پروتئین باند ۳ متصل می‌کنه همچنین در واقع اسپکترینو به گلیکوفرین هم کتاب در واقع جانکورا میگه متصل می‌کنه اینجا عرضم به خدمتتون پروتئین باند سه هست که اینجا مشاهده می‌کنید اینجا پروتئین انکیرینه و این هم اسپکترین میبینید که انکرین باند سه رو اومده و وصل کرده به اسپکترین این پروتئین پروتئین رابطه این هم که در واقع پروتئین باند سه هست. حالا کتاب عرضم به خدمتتون جان کورا میگه که انکرین میاد اسپکترینو به گلیکوفرین هم متصل می‌کنه‌ها اینو حتماً در نظر داشته باشید این اسپکتین همونطور که گفتیم یک شبکه زیر غشایی و درست میکنه که این شبکه زیر غشایی که اسپکترین درست میکنه و میدونید که خودشم در نهایت متصل میشه به. فیلامنت‌های اکتین باعث پایداری غشای سلولی میشه باعث حفظ شکل سلول میشه و همچنین انعطاف پذیری لازم را برای عبور الکتروسیت‌ها هنگام گذر از مویرگ‌ها فراهم می‌کنه که کاملاً حائز اهمیت هست توی این شکل بچه‌ها شما همچنین مولکول یا پروتئین ترنسمن برین گلیکوفرین رو میتونید مشاهده بکنید که اینجا همون گفتم در واقع ساختارهای کربوهیدرات هست که چسبیده به سطح خارجی گلیکوفور اینها. و عرضم به خدمتتون اینکه شما مشاهده می‌کنید در واقع همون آنتی ژن‌های گروه‌های خونی هستند یا گروه‌های خونی رو تشکیل میدن اینجا که مولکول دیگه‌ای رو که مشاهده می‌کنید یا در واقع همان گلیکوفرین هست و این ساختاری که اینجا مشاهده می‌کنید پروتئین باند سه هست پروتئین باند سه یا در واقع کانال انتقال دهنده آنیونی هست پروتئین باند که یک در واقع کانال یک کانال آنیونیه که به هاش سه او سه اجازه میده. که در واقع جهت تبادل با کلر از غشای پلاسمایی عبور بکنه این تبادل خیلی حائز اهمیت جهت آزادسازی دی اکسید کربن به داخل ریه‌ها که خیلی حائز اهمیته اما در مورد مولکول هموگلوبین همونطور که گفتیم گلبول‌های قرمز کاملاً توسط پروتئینی به اسم هموگلوبین در واقع اشغال شدند پروتئین هموگلوبین پروتئین که حالت تترامر داره یعنی دارای چهار تا زنجیر است دو تا زنجیره ها زنجیره های آلفا هستند. دو تا زنجیره‌ها زنجیره‌های بتا هستند و در واقع نقش این مولکول هم می‌دونیم که انتقال دهنده اکسیژن هست می‌دونیم که هر در واقع زنجیره دارای یک مولکولی به اسم مولکول هم هست که هر مولکول هم در واقع خودش یک در واقع مولکول آهن داره یک آهن در کنارش قرار گرفته و جزئی از ساختارش در نتیجه مولکول هموگلوبین دارای چهار تا بخش هم هست. و دارای چهار تا آهن هست این خیلی مهمه در واقع اکسیژن زمانی که میگیم می‌خواهیم بگیم به مولکول هموگلوبین متصل می‌شه اکسیژن به آهن اتصال پیدا می‌کنه منتقل میشه و بعد از انتقال جدا خواهد شد و وارد بافت مورد نظر خواهد شد هموگلوبین باعث میشه که در واقع سلول حالت اسیدوفیل داشته باشه این خیلی مهمه نکته خیلی مهمی که ترکیب هموگلوبین با اکسیژن و دی اکسید کربن به صورت برگشت پذیره و اگر اکسی. اکسیژن به هموگلوبین متصل بشه اکسید هموگلوبین درست میکنه اگر سه اوتو به هموگلوبین متصل بشه کربامین و هموگلوبین درست می‌کنه اینو برگشت پذیرند یعنی اکسیژن متصل میشه به هموگلوبین و انتقال پیدا می‌کنه بعد از اینکه به بافت مورد نظر شد ازش جدا میشه نکته خیلی مهم اینه که ترکیب هموگلوبین با مونوکسیده کربن یا س او غیر قابل برگشت یعنی اگر سئو به هموگلوبین اتصال پیدا کرد دیگه ازش جدا نمیشه. وقتی ازش جدا نشه یعنی اینکه در واقع ظرفیت انتقال اکسیژن خون کاهش پیدا می‌کنه این همون حالتیه که در واقع با خفگی به واسطه گاز مونوکسید کربن اتفاق می‌افته در واقع ظرفیت گلبول‌های قرمز در انتقال اکسیژن کاهش پیدا می‌کنه یعنی دیگه نمی‌تونن اکسیژنی به بافت ها منتقل بکنند چون به صورت برگشت ناپذیر مونوکسید کربن تونسته اتصال پیدا بکنه اما در مورد تمایزیدها تمایز اریتروسیت ها کمی قبل از آزادسازی. اونها از مغز استخوان اتفاق میفته ببینید فرایند تمایز اریتروسیت‌ها تولید و تمایز الکتریسیته را بهش میگیم اریتروپوئز یا تولید گلبول‌های قرمز خونی که یک فرایندی هست متشکل از چندین مرحله مختلف و در طی این چندین مرحله مختلف ببینید که اریتروسیت یا گلبول قرمز به شکل نهایی خودش و ویژگی های نهایی خودش پیدا در دست پیدا میکنه به عنوان مثال هسته. و ارگان‌های خودشو از دست میده به عنوان مثال ریبوزوم‌ها هسته شبکه اندوپلاسمی و همه ارگان‌های دیگر را از دست میده میتوکندری‌های خودشو از دست میده از دست دادن میتوکنری به معنای اینکه خب طبیعتاً برای تامین انرژی مورد نیاز خودش الان دیگه باید وابسته باشه به گلیکولیز بی هوازی همچنین هسته دیگه وجود نداره در داخل سلول بعد از فرایند تمایز و در نتیجه اگر پروتئین ها معیوب بشن به عنوان مثال هموگلوبین دیگه توانایی جایگزینی در سلول وجود نداره. اینجا یک فرایند چند مرحله‌ای اومده نشون داده در طی فرایند اریتروسیت‌ها به عنوان مثال اولین سلولی که در واقع ما می‌تونیم در رده تمایز الکتروسیتی در مغز استخوان شناسایی کنیم سلولی به اسم پرو اریتروپلاست که سلول میبینید که هسته داره حالت عرضم به خدمتتون بازوفیله بعد از اون سلول بعدی بازوفیلیک الیت رو بلاست رو داریم یا اریتروست بازوفیل که عرضم به خدمتتون سلولی هست که داره کم کم. هموگلوبین درست میکنه در داخل خودش ذخیره میکنه اما میزان هموگلوبینی که درست کرده این سلول خب خیلی کم هست سلول بعدی سلول پروتوفیلیک اریتروپلاسته که توی این در واقع سلول بخش‌هایی از اون عرضم به خدمتتون دارای بازوفیلی هست بخش‌هایی از سلول حالت اوزینوفیلی داره علت اینه که عرضم به خدمتتون بازوفی بودن سلول به علت وجود ریبوزوم ها یعنی که دارند پروتئین هموگلوبین تولید میکن. و اسید وفیلی سلول به علت همون هموگلوبین‌هایین که ساخته شدند یعنی بازوفیلی که هموگلوبین درست می‌کنه خودش ببخشید ریبوزومی که خودش در واقع هموگلوبین تولید می‌کنه بازوفیل ریبوزوم خودش بازوفیله ولی هموگلوبین که تولید میشه اسیدوفیل در نتیجه سلول یک حالت در واقع چند رنگی داره به همین دلیل بهش میگن کروماتیدس در مرحله بعدی میزان هموگلوبین ها اونقدر زیاد میشه که سلول تقریبا در همه جا. حالت عرضم به خدمتتون یک دست و یکنواخت حالت اسید و فیل رو داره به همین دلیل بهش میگن ارتوکروماتوفیلیک اریتو پلاس یا اریسوپلاست ارتوکروماتوفیلی که در مرحله بعدی این هسته به خدمتتون خارج میشه بعد از مرحله ارتو ارتو به معنای اینکه سلول یک دست اسیدوفیل شده در این مرحله هموگلوبین خیلی زیاد تولید شده و دیگه میزان ریبوزوم ها به میزان تعداد خیلی زیادی کاهش پیدا کرد در مرحله بعدی هسته خارج میشه. عرضم به خدمتتون اگر هستی خارج بشه به سلولی که در واقع وجود داره ما بهش میگیم رتیکلوسید این رتیکلوسین هنوز ریبوزوم داره و باید ریبوزوم‌های خودشو از دست بده تبدیل بشه به سلول اریتروسید خیلی حائز اهمیته طول عمر اریتروسیت‌ها حول و حوش ۱۲۰ روزه بعد از این ۱۲۰ روز در سلول یه اتفاقاتی میفته که باعث میشه این سلول از بین بره و یا در نهایت این سلول زمانی که میخواد منتقل بشه به کبد به طحال و به مغز استخوان. عرضم به خدمتتون مایکروواشا بیان این الکتروسیت‌ها رو در واقع از بین ببرند عرضم به خدمتتون بعد از گذشت ۱۲۰ روز اسکلت سلولی غشای سلولی یا همان سیستم‌های انتقال دهنده یونی نقص پیدا می‌کند. تورم در سلول ایجاد میشه ناهنجاری‌های شکلی در سلول ایجاد میشه کمپلکس‌های الیگوساکاریدی سطح سلول تغییر پیدا می‌کند و همه این تغییرات به معنای اینکه ماکروفاژهای طحال کبد و مغز استخوان در واقع بتونن اونها رو برداشت بکنند و همه این تغییرات و این سلول ها در واقع حس می‌کنند این خیلی حائز اهمیت هست خوب اما بیایم چند تا اختلاط خونی و بررسی بکنیم یکی از اختلالات خونی که در واقع خیلی حائز اهمیته آنمیه. آنمی به معنای کم بودن غلظت گلبول‌های قرمز پایین‌تر از مقدار طبیعی خودش است طبیعتاً آنمی باعث میشه که اکسیژن کافی بافت‌ها نتونن دریافت بکنند در نتیجه علائم بی‌حالی کوتاهی تنفس خستگی رنگ پریدگی و همچنین تپش قلب ممکنه اتفاق بیفته علل آنمی بسیار زیاد و متنوعه یکی از علل ممکنه این باشه که گروه های قرمز به اندازه کافی تولید نشدن حالا کمبود به علت مثلاً کمبود آهن بوده. علت دیگه از دست دادن خون هست که مثلاً کسی که خونریزی کرده دچار آنمی شده مثلاً کسی که زخم معده داره یا قاعدگی‌های طولانی مدت داره بیماری دیگه اریتروسیتوز یا پلیساتمیه الکتروسیتوس به معنای افزایش غلظت الکتروسیت های خونه که ممکنه یا یک حالت تطابق فیزیولوژیک باشه حالت پاتولوژیک باشه. به عنوان مثال حالا ممکنه حالت سرطان خون باشه یا نه ممکنه یه تطابق فیزیولوژیک باشه مثلاً افرادی که در ارتفاعات بالا در کوهستان زندگی می‌کنند که فشار اکسیژن فشار اکسیژن در ارتفاعات کمه طبیعتاً به صورت تطابق غلظت اریتروسیت‌ها افزایش پیدا میکنه پلی سایتمی باعث افزایش هماتوکریت میشه باعث چسبندگی یا ویسزیته خون میشه و طبیعتاً فشار یا لود قلب و افزایش میده و حتی اگر یه پو سایتمی شدید باشه میتونه جریان خون در مویرگ ها رو بیاد. مختل بکنه یکی از ویژگی‌های بیماری‌های مهم دیگه گلبول‌های قرمز آنومی سلول داسی شکل یا سایکل سل آنمیا هست توی آنمی داسی شکل یک تغییر وراثتی در مولکول‌های هموگلوبین اتفاق می‌افته این تغییر وراثتی در واقع یک جهش نکلئوتیدی یا یک جهش نقطه ای در ژن زنجیره بتا هموگلوبین. این جهش نقطه‌ای عواقب خیلی شدیدی داره و عرضم به خدمتتون باعث ایجاد هموگلوبینی به اسم هموگلوبین داسی شکل و در نهایت ایجاد سلولی به اسم سلول داسی شکل میشه اینجا شما سلول‌های داستی شکل رو میتونید مشاهده بکنید که به چه شیوه ای قرار گرفتند نکته خیلی مهم اگر این سلول داسی شکل رو در نظر بگیرید که پر از در واقع هموگلوبین داسی شکله هموگلوبین داسی شکل درک ها اکسیژن خودش از دست میده تا اینجا مشکلی نداره اما زمانی که اکسیژن خودش از دست داد. پلیمریزه میشه تجمعات سختی رو تشکیل میده باعث میشه که سلول نمای داسی شکل پیدا بکنه و این خیلی حائزه اهمیته که بدونیم که سلول داسی شکل انعطاف پذیری کمتری داره شکننده‌تر طول عمر کمتری داره و میتونه منجر به آنمی بشه این خیلی مهمه حتی این نوع اریتروسی باعث افزایش ویسکوسیته خون میشه بسیار مهمه و با آسیب به دیواره رگ میتونه فرد انعقاد و پیش ببره خیلی مهم هست. خب من همینجا عرضم به خدمتتون مبحث اول و تموم می‌کنم انشالله در جلسه بعدی مبحث لوکوسیت‌ها و پلاکت‌ها رو در موردش توضیح خواهیم داد انشالله که موفق باشید خسته نباشید خسته نباشید.