به نام خدا دکتر مجیدپور هستم جلسه سوم از بافت شناسی مبحث بافت همبندو می‌خوایم با همدیگه مورد بررسی قرار بدیم مفید واقع بشه برای شما همونطوری که در جلسه اول از مبحث بافت همبند در موردش صحبت کردیم بافت هم بند متشکل از سی سری سلول های بافت هم بند بود و یه ماتریس خارج سلولی داشت که در بین سلول ها قرار گرفته بود این ماتریکس خارج سلولی اصلی ترین جزء بافت هم بند بود خودش متشکل از رشته ها و ماده زمینه ای بود. در جلسه پیش در مورد رشته‌های پروتئینی که همان کلاژن رشته‌های الاستیک و رتیکولار بود صحبت کردیم و در این جلسه می‌خواهیم در مورد بخش دیگه‌ای از ماتریکس خارج سلولی که همان ماده زمینه‌ای یا رانت سوبستند هست صحبت بکنیم همونطور که گفتیم ماده زمینه‌ای یاران سوبستند ماده‌ای که فضای بین سلول ها و فضای بین رشته ها را پر میکنه خودش متشکل از سه در واقع ساختار خیلی مهم هست این ساختارها پروتلیک ها. آمینو گلیکان‌ها یا گک‌ها هم بهش میگن گک و گلیکوپتری‌های بسیار چسبناک یا در واقع دارای چندین جایگاه اتصالی هستند پروتئین‌های مولتیو بهش میگن مولتی سیبو خیلی از کتاب‌ها به عنوان عرضم به خدمتتون به عنوان گلیکو پروتئین‌های بسیار چسبناک ترجمه کردن ولی ترجمه درست مولتی پروتئین های هستند مثل لامینین فیبکتین و. دارای چندین جایگاه اتصالی به ساختارها و سلول‌های دیگه هستند ماده زمینه‌ای یک کمپلکس به شدت هیدراته است قابلیت اتصال خیلی زیادی به آب داره و از نظر رنگ شفاف هست جزئی از ماتریکس خارج سلولی محسوب میشه و همونطور که گفتیم متشکل از آمینویکان ها پروتک ها و گلیکوپ های بسیار چسبندی هست. ماده زمینه سوبستند گفتیم فضای بین سلول‌ها و رشته‌ها را در بافت همبند پر می‌کنه اینجا شما می‌بینید نواحی نواحی هستند که ما بهش میگیم ماده زمینه‌ای فضای بین سلول‌ها و رشته‌ها و نکته دیگه به علت اینکه ماهیتی چسبناک داره در واقع ویژگی لغزندگی داره و میتونه به عنوان سدی در مقابل عوامل بیگانه نفوذ عوامل بیگانه عمل بکنه. وقتی میگیم ویژگی یکی از ویژگی‌هاش چسبندگیشه یعنی اینکه اگر باتری یا یک مادی در داخل ماتریکس یا در داخل ران سوبستند وجود داشته باشه راحت نمی‌تونه از یه جایی به جای دیگه حرکت کنه این چسنده است در واقع ماده زمینی به این علت چسبندگی هست که به عنوان سدی در مقابل نفوذ در واقع مواد عمل می‌کنه یا باکتری ها اما قبل از اینکه حالا توضیح بدم ساختارها رو یه تفاوتی بین گلیکو پروتئین ها و پروتولیک ها با همدیگه تو این شکل میتونیم مشاهده بکنیم نگاه کنید. اینجا یک نیکو پروتئینه و اینجا هم یه پروتوگلیکانه کل این ساختار لیکو پروتئین و پروتوگلیکانی تفاوت اصلی با هم دارند و اون اینه که بخش اصلی این مولکول در این دو تا ساختار با همدیگه فرق می‌کنند ما می‌دونیم هم گلیکوپروتئین و هم پروتوگلیکان مجموعه‌ای از پروتئین و کربوهیدراته اما در هر کدوم از این دو تا مولکول یکی از این موارد بخش اصلی تشکیل دهنده هستند در گلیکو پروتئین این پروتئین اینجا مشاهده میکنید. این پروتئین هست که بخش اصلی مولکول به وجود آورده و چندین تا مونساکارید یا همان قند میتونند به این بخش پروتئینی اصلی متصل بشن ولی در پروتوگلیکان ما یک پایه پروتئینی داریم یعنی در واقع ما یه هسته مرکزی داریم که جنسش از پروتئین ولی تعداد خیلی زیادی مولکول به اسم گلیکوز آمینو که این ساختار های خطی هستند اینجا شما مشاهده میکنید. خودشون یه پلیساکارید هستند اومدن از طرفین به این پروتئین متصل شدند یعنی قسمت اصلی مولکول کربوهیدرات چون میزان این مولکول‌های کربوهیدراتی این پلیساکاریدها که ما بهش میگیم گلیکوز آمینوئلیکان خیلی زیاده نسبت به پروتئین مرکزی در واقع یه شما یه پایه پروتئین دارید تعداد خیلی زیادی بهش متصل شده پس زیاد یادتون نره پرو یک پایه پروتئینی داره تعداد خیلی زیادی گلیکوز آمین گلیکام بهش متصل شده. هر کدام از این رشته‌ها که ما یه دونه بهش میگیم خودشون یه پلی ساکاریدن یعنی این یک کلیکانه این یک گلیکوزامین گلیکان این یک گلیکوزام حالا این گلیکوز آمینو گلیکان خودش یه پو ساکاریده میبینید که متشکل چندین تا زیر واحد هست خب بیایم اول از همه در مورد آمینوبریکان ها صحبت کنیم که در واقع ساختارهایی بودند که اگر به این پایه پروتئینی متصل میشدند میتونستن پروتوگلیکان وجود بیارن. در خیلی از کتاب‌ها بهش موکولیساکارید همونطور که گفتیم گلیکوز آمینو گلیکان‌ها اگر این یه دونه گلیکوز آمینوگلیکام باشه خودش یک پلیساکاریده این پلیساکاریده بلند از واحدهای تکرار شونده ساکاریدی تشکیل شده اگر شما نگاه کنید میبینید اینجا یه دی ساکاریده اینجا یه دیساکاریده و این دی ساکاریدها هی به صورت تکرار شونده به هم متصل شدن کاری های که در گلیکوز آمین گلیکان ها وجود دارند معمولا یک دونه اسید یک دونه هم هگزوزامین اند. یعنی یه دونه اسید اورونیک و یه دونه هگزوزامین حالا ما انواع خیلی مختلفی هگزوزامین داریم و انواع مختلفی اسید اورونیک داریم به عنوان مثال هگزوز آمین میتونه گلوکز آمین یا گالاکتوز آمین باشه عنوان مثال اینجا شما گالاکتوس آمینو با رنگ عرضم به خدمتتون آبی یا مثلاً با رنگ بنفش اینا میتونید اینا مشاهده بکنید حالاکتوز آمین و گلوکز آمین هستند که شما مشاهده میکنید این ان استیل گلوکز آمینه اینهایی که به صورت مربع کشیده. و اسید اورونیک می‌تونه گلوکورونیک اسید یا هیدرونیک اسید باشه که اینجا مثلاً گلویک اسید و با این رنگ کشیده می‌دونید که این دوتا پس دی ساکاریده به وجود میارن این زیر واحدهای دی ساکاریدی به صورت تکرار شونده وجود دارد کاملاً هم مشخصه پس اینجا کاملاً شما ترکیب گلوکوزام ها رو میتونید مشاهده بفرمایید این نکته خیلی مهم ما یک گلیکوز یا منحصر به فرد به اسم اسید هیالورونیک داریم یا هیرونیک اسید. یا هیالورونان یا هیالورونات هم بهش میگن اینو حتماً در نظر داشته باشید یک گلیکوز آمینوگلیکانه که یه مقداری متفاوته با همه آمینوپلیکان‌های دیگه اولین تفاوتش اینه که اسیدیالورونیک بزرگترین فراوان ترین و شاخص‌ترین گلیکوز آمین گلیکان بدن به صورت یک پلیمر خطی بلند یا یک ساکاری بلند خطی. از واحدهای دیساکاریدی تشکیل شده واحدهای دیساکاریدیش یکیست بیکوزامینه یعنی هگزوز آمینش گلیکوز آمینه و اسید اورونیکش گلوکرونیک اسید یا گلوکروناته اینو حتماً در نظر داشته باشید اسیدرونیک برخلاف سایر گلیکوز آمینو گلیکان‌های موجود در بدن که در داخل سلول تشکیل میشن هیالورونیک اسید چون مولکول بزرگیه مستقیما در ماتریکس خارج سلولی و توسط کمپلکس آنزیمی به اسم هید سنتا تولید میشه. این کمپلکس در غشای سلول قرار گرفته که می‌خواد از سیتی تولید بکنه که این خیلی حائز اهمیت هست پس تولید اسید در ماتریکس خارج سلولی آنزیمی که تولیدش می‌کنه چسبیده به غشای سلول و رو به بیرون سلول قرار گرفته استتیلورونیک یک شبکه متراکم و چسبناکی رو درست میکنه و میتونه به مقادیر خیلی زیادی آب متصل بشه همون اتفاقی که در مورد غضروف در موردش صحبت کردیم و در مورد غضروف کاملا در این مورد صحبت کردیم. به مقدار خیلی زیادی آب متصل بشه نقش خیلی مهمی رو در انتشار مولکول‌ها در بافت همبند می‌تونه ایفا بکنه همچنین یک عامل لغزنده کننده در اعضای مختلف و مفاصل هست که کاملاً مشخص هست اما جدا از اسیدیالورونیک ما انواع آمینوگلیکان ها را داریم که این گلیکوز آمینو گلیکان ها نسبت به اسید خیلی خیلی کوچکترن همچنین ویژگی که داره اینها سولفات هستند از این. گلیکوز آمینو گلیکان‌های دیگه به استثنای هیلورونیک از طریق پیوندهای کووالانسی می‌تونن به پروتئین متصل بشه و از اتصال این گلیکوز آمینو گلیکون‌ها به هسته پروتئینی پروتوگلیکان ایجاد بشه خیلی مهمه که حتما شما در نظر داشته باشید به عنوان مثال اینجا شما یه دونه فوتوگلیکان میتونید مشاهده کنید کل ساختار پرو یک پروتئین مرکزی داره و هر کدوم از این ساختارها یه دونه گلیکوز آمینو گلیکان هستند. می‌بینید که گلیکوز آمینو گلیکان‌ها از طریق پیوندهای کوالانسی به پروتئین مرکزی متصل شده این خیلی مهمه پس این از طریق پیوندهای کووالانسی هست ما به این ساختار بهش میگفتیم ساختار برسمانند اگر شما در غضروف خونده باشید میگفتیم اینها این گلیکوز آمینوگلیکان ها در واقع همون دونه های برس هستند و این هم در واقع دسته برس است که این پروتئین مرکزی عرضم به خدمتتون گلیکام ها به استث در دستگاه گلژی تولید میشن نه در ماتریکس خارج سلولی. آمینوگلیکان اصلی داریم که در پروتوگلیکان‌ها به میزان خیلی زیادی وجود دارند اینها درماتان سولفاتین سولفات کراتان سولفات و هپاران سولفات هستند که می‌تونن به این هسته پروتئینی مرکزی متصل بشن و ساختاری به اسم پروتوگلیکان درست کنند پیکوز آمینوگلیکان‌هایی مثل اسیدیالونیک. آنیون‌های به شدت هیدروفیل و چسبنده‌اند و می‌تونن کاتیون‌ها مثل سدیم و آب و در کنار خودشون نگه دارند علاوه بر این هیالونیک اسید می‌تونه فضاها را پر کنه مثل یه بالشتک عمل کنه و عمل لغزندگی داشته باشه که این خیلی حائز اهمیت هست ببینید بچه‌ها ما در این تصویر در مبحث غضروف صحبت کردیم گفتیم در غضروف ماتریکسش متصل متشکل از رشته های کلاژن عرضم به خدمتتون یا نوع یک هست و همچنین. فیبریل‌های کلاژنی نوع ۲ اینو حتماً در نظر داشته باشید ما در مورد فیبریله دریا در مورد کلاژن نوع ۲ وقتی میگفتیم کلاژن نوع دو به چه شکلی میگفتیم در سطح یا در لول فیبریل باقی میمونه و به فیبر تبدیل نمیشه اینجا مثلاً کلاژن نوع یک رو نشون داده یکی از انواع گالاکولاژنی هست که در غضروف به میزان خیلی کمتری وجود داره که رشته های خیلی بلندی که به رنگ سبز شما مشاهده میکنید رشته های بلند هیلورونیک اسید یا هیلورونات. گفتیم یک گلیکوز آمینوگلیکان بسیار بزرگ بزرگترین و فراوان‌ترین گلیکوز آمینوکلیکان است اگر یادتون باشه می‌گفتیم در مورد ساختاری به اسم تجمعات پروتوگلیکانی صحبت می‌کردیم می‌گفتیم اگر این ساختارهای برس مانند هر کدومشون این ساختار هر یکیشون یک پروتوگلیکام باشند اینجا یه پروتوگلیکان ما کلن ساختار رو دادیم میگفتیم رشته بلند اسید در سطح خودش تعداد خیلی زیادی پروتوگلیکان قرار داده. اما به این پروتکلی‌ها بهش میگیم تجمعات پروتوگلیکانی یا پروتوکلیکان اگریگیشن این یک پروتوگلیکانه که از طریق یک پروتئین به اسم لینک پروتئین به رشته هیالونیک اسید متصل شده اینجا می‌بینید که هسته مرکزی پروتوکلیکان شما مشاهده می‌کنید این هسته مرکزی پروتوگلیکان از طریق این پروتئین رابطه یا لینک پروتئین متصل شده به اسید اگر این یه پروتگلیکام باشه یک هسته مرکزی داشت و تعداد خیلی زیادی بودند که مثل. نهای برس بهش متصل می‌شدند این ساختار یک ساختار خیلی مهمیه و می‌بینید که هیالورونیک اسید در تشکیل تجمعات پروتوگلیکانی نقش داره اسید در سطح خودش تعداد خیلی زیادی پروتوگلیکان و جمع میکنه خیلی حائز اهمیت هست این شکلم که در واقع همون شکل قبلی هست که در واقع ما داریم مشاهده می‌کنیم این ساختاری که در وسط قرار گرفته مولکول هیال گی اسیده این هیالوگ اسید. اومده تعداد خیلی زیادی فتوگلیکانو در سطح خودش قرار داده هر کدوم از این‌ها یه پروتوگلیکانند اگر این یک پروتوگلیکام باشه این پروتوگلیکان از طریق لینک پروتئین متصل به مولکول هیالورونان این پروتوگلیکان‌ها خودشون یک پروتئین مرکزی دارند و از این پروتئین مرکزی تعداد خیلی زیادی انشعاب بیرون زدگی پیدا میکنه یا در واقع تعداد خیلی زیادی بهش متصل میشه. دو به عنوان مثال گلیکوز آمینوگلیکان کراتان سولفات نشون داده و اینجا به عنوان مثال سولفات رو نشون داده پس پروتوگلیکان‌ها متشکل از یک مرکز پروتئینی هستند این مرکز پروتئینی که تعداد خیلی زیادی گلیکوز آمینوگلیکان‌ها توسط پیوند کوالانسی بهش متصل شدن این خیلی مهمه برخلاف گلیکو پروتئین ها در پروتوگلیکان ها توده های بزرگتری از ساکارید نسبت به پولیپ وجود داره اینو حتما در نظر داشته باشید. فتوگلیکان‌ها در دستگاه گلژی خشن تولید میشن‌هاشون در دستگاه در تولید میشن در گلژی پنج بهش اضافه میشه و در نهایت از سلول اگزوسیتوز میشن بعد از اینکه از سلول خارج شدند پروتوگلیکان‌ها توسط پروتئین رابط به هیالورونیک اسید متصل میشن این پروتئین رابط است که کاملاً مشخصه ما انواع خیلی زیادی پروتوگلیکان ها در بدن داریم اسامی مختلفی دارند موقعیت های متفاوتی هم دارند. پروتوگلیکان خیلی کوچک داریم به اسم دکورین که اینجا نشون داده این پروتوگلیکان کوچیک یک پروتئینه تعداد خیلی کمی زنجیره گلیکوز آمینوگلیکانی بهش اتصال پیدا کرده اینجا مثلاً شما یه توده پروتینیو مشاهده می‌کنید اینجا فقط یه دونه عرضم به خدمتتون گلیکوز آمین گلیکانو داریم این فتوگلیکان یا دکورین خودش یکی از نقش اینه که به فیبریل های کلاژن نوع یک متصل میشه پروتکلیکان دیگه که داریم اسمش سین دکانه که اینجا شما میتونید مشاهده بکنید. فتوگلیکون سیندکان یک پروتوگلیکانه قسمت پروتئینیش یا همان هسته پروتئینیش در واقع به شکل یک پروتئین انتگرال یا سراسری از غشای سلول عبور کرده از سین دکان یک فتوگلیکان در واقع سطح سلولی هست این خیلی مهمه قسمت پروتئینیش به عنوان یک پروتئین از غشای سلول عبور کرده و قسمت خارج سلولیه. پروتئین مرکزی می‌بینید که حاوی گلیکوز آمینو گلیکان‌ها مثل هپاران سولفات دیگه‌ای که داریم اگریکانه که در غضروف وجود داره پروتوکلیکان یک مولکول بزرگ توده یک هسته پروتئینی بزرگ در وسط داره به این هسته پروتئینی بزرگ تعداد خیلی زیادی گلیکوز آمینو گلیکان متصل میشه به عنوان مثال صد تا اندروید سولفات اینجا و ۵۰ تا کراتان سولفات یک هسته پروتئینی متصل میشن و اگرکان به وجود میارن. نوع دیگه پروتوگلیکان داریم به اسم پلکان که در غشای پایه وجود داره و در مبحث اپیتلیوم در موردش صحبت کردیم خواص خیلی مهمی دارند پروتوگلیکانه‌ها می‌تونن به مقدار خیلی زیادی آب متصل بشن که ناشی از ساختار پلی آنیونی این مولکول‌ها هستند و در نتیجه می‌تونن متورم بشن و فضاهای بزرگی رو در بافت ایجاد بکنند نکته خیلی مهم اینه که میزان شیمی جنینی سرشار از هیالورونیک اسید و آب. و این هیالونیک و آبی که در مزانشین وجود داره باعث شده که فضای گسترده در بین سلول‌های میزان شیمی ایجاد بشه این سلول‌ها بتونن مهاجرت بکنند خیلی حائز اهمیته ویژگی بسیار مهم‌تر پروتکلیکان‌ها اینه که پروتئین مرکزی پروتوگلیکان‌ها این پروتئین های مرکزی که ما در موردش صحبت می‌کردیم این پروتئین کور پروتئین که بهش میگن و گلیکوز آمین گلیکان های که در واقع به این کور پروتئین متصل میشن. این‌ها خودشون قابلیت اتصال به پروتئین‌های پیام رسان و فاکتورهای رشد رو داره نکته خیلی مهم این به چه دردی می‌خوره در زمان‌های ترمیم بافتی یا در دوران‌های جنینی این پروتوگلیکان‌ها در واقع مثل این هستند تعداد خیلی زیادی فاکتورهای پیام رسان و فاکتورهای رشد رو در سطح خودشون قرار دادندغلیظش کردن. زمانی که لازم باشه به عنوان مثال در طی ترمیم بافتی پروتوگلیکان می‌تونه تجزیه بشه و فاکتورهای رشدش می‌تونه آزاد باشه فاکتورهای رشدی که در سطحش در سطح خودش قرار داده و در واقع این فاکتورهای رشد به پروتئین مرکزی پروتوکلیکانیا به گلیکوز آمینو گلیک ها اتصال پیدا کردن اینا میتونن آزاد بشن باعث تحریک رشد سلولی جدید و سنتز ماتریکس خارج سلولی بشن و آخرین ویژگی خیلی مهم در مورد پروتکلیکان ها اینه که پروتوپیکان ها به علت چسبندگی های بالایی که دارند. سدی و در مقابل نفوذ باکتری‌ها قسمت‌های مختلف بافت می‌تونن ایجاد بکنند که خیلی حائز اهمیت هست اما ما چندین تا عرضم به خدمتتون بیماری داریم که ناشی از نقص در تخریب پروتوگلیکان‌ها هستند ببینید پروتولیک ها هم مثل رشته های کلاژن مثل پروتئین‌ها بعد از اینکه تولید شدن باید تخریب بشن و مجدداً تولید بشن بیماری های نقص لیزوزومیک وجود داره در بدن طبیعتاً پروتیکان ها نمیتونن تجزیه بشن. چون تجزیه پروتوگلیکان‌ها توسط لیزوزوم‌ها ایجاد می‌شه وقتی پروتوکلیکان‌ها در واقع عرضم به خدمتتون تجزیه نشوند این‌ها در درون بافت‌ها تجمع و تراکم پیدا می‌کنند یکی از ویژگی‌های خیلی مهم پروتون‌ها این بود که فضاهای بین سلولی و بافتی خیلی زیادی رو ایجاد می‌کردند چون قابلیت در واقع اتصال به آب در اونها وجود داره در نتیجه در نتیجه این خیلی حائز اهمیت اگر پروتوگیکانه ها در بدن تجمع و تراکم پیدا کنند. انگار که یک فضاهای خیلی بزرگی در بدن ایجاد میشه در درون بافت این فضاها ناشی از اتصال پروتوکلیک‌ها به آب هستند این ویژگی‌ها یا ایجاد برآمدگی‌ها یا اطلاعات در بدن و خیلی از بیماری هایی که در اونها لیزوزوم ها مشکل داره دیده میشه مثل سندروم‌های هورلر هانتر سندروم سنفیلیپو و مورتیو شما یه مثال از سندروم مورتیو رو میتونید مشاهده کنید که طرف حالت کوهان داره این کوه ها به علت تجمع پروتولیک هاست و این پروتوگلیک ها در درون بافت ها. حالت اتصال پیدا کردن اینو حتماً در نظر داشته باشید مورتیو یکی از در واقع اسم یکی از افراد مافیای ایتالیا بود که به این شیوه به این بیماری مبتلا بود و عرضم به خدمتتون ویژگی‌های این بیماری رو مشاهده کرد و این اسم این بیماری از اون میاد که کاملاً میتونید مشاهده بکنید و مبحث زندگیش هم بسیار قشنگه میتونید در اینترنت خودتون مطالعه بفرمایید یکی دیگه از در واقع مواد ماده زمینه ای در بافت همبند. پروتئین‌های بسیار چسبناک یا مولتی اتیسیو هستند گفتم که مولتیفو به عنوان بسیار چسبناک ترجمه کردند که ترجمه‌اش غلطه در واقع گلیکو پروتئین‌های مولتی اتهسیو یعنی گلیکو پروتئین‌هایی که دارای چندین جایگاه چسنده هستند که این جایگاه‌ها می‌تونن به ساختارهای مختلف متصل بشن من از عمد این گلیکو پروتئین های بسیار چسبناک به این آوردم که بگم این غلط های ترجمه ای هم وجود داره. گلیکو پروتئین‌ها مولکول‌های بسیار بزرگی هستند که بخش پروتئینی آنها بیشتر از کربوهیدراتش هست یعنی پروتئین‌ها قسمت عرضی اعظم مولکول را تشکیل می‌دهند که طی اون‌ها زنجیره‌های اولیگو ساکارید یا میتونه بهش اتصال پیدا بکنه ویژگی اصلی گلیکو پروتئین ها چسباندن سلول ها یا اتصال سلول‌ها به ماده زمینه ای هست خیلی مهم این کار چجوری انجام میدن همونطور که گفتم اینها مولتی و دارای چندین جایگاه. پسونده هستند یا دارای چندین جایگاه اتصالی هستند خیلی حائز اهمیته در واقع این‌ها یه جایگاه دارند برای اتصال به گیرنده‌های سطح سلولی یا همان پروتئین‌های اینتگرین یا پروتئین‌های خلال غشایی و همچنین چندین جایگاه دارند برای اتصال به ماکرو مولکول های ماتریکس از در واقع حدصل بین انتگرال ها و مولکول های ماتریکس خارج سلولی هستند یادتون هست که اینتگرین ها فتوئین های خلال غشایی یا ترنسمبرینی هستند. در غشای سلول‌ها وجود دارد این خیلی حائز اهمیت هست این شکل چند نوع از گلیکو پروتئین‌های مولتیات نشون داده به عنوان مثال فیبروکتین یک ساختار دایمر هست و لامینین که یک ساختاریک هست و شبیه به صلیب هست که با سه تا رنگ مختلف نشون داده پروتینی که ساختار تریمریک داره اینجا عرضم به خدمتتونستین داریم که حالت پنتری داره که خیلی مهمه که یک حالت مونومری داره که کاملاً مشخص هست. اولین کلیپ پروتونی که می‌خواهیم در موردش صحبت کنیم لامین لامینین یک گلیکوپروتئین خیلی بزرگه گفتیم حالت تریمری که دارای سه تا بخش هست و دارای محل‌هایی جهت اتصال به سلول اپیتالیالی رشته‌های کلاژن نوع ۴ موجود در غشای پایه و پروتوگلیکان‌های ویژه است شما اینجا لاممینین رو میتونید مشاهده بکنید این لامینین هم به اینتگرین متصل شده و هم میتونه به کلاژن نوع چهار و پروتوگلیک ها متصل بشه لامینین در ایغ های پایه و در اکسترنال لامیناها. وجود به در شکل‌گیری و حفظ این ساختارها مهم فیبرنکتین مولکول دیگه‌ای که به صورت دایمر وجود داره توسط فیبروپلاست‌ها سنتز می‌شه برای محل‌های اتصالی برای کلاژن برای آمینوگلیکان‌هاست و به صورت یک شبکه فیبریلار غیر محلول در سراسر بافت هم بند وجود داره همچنین فیبرو نکتین هم میتونه به اینتگرین متصل بشه یعنی در واقع خیلی شبیه به لامین عمل میکنه هم در اتصال سلول و هم در مهاجرت سلول ها در ماتریکس خارج سلولی نقش داره. این تصویر میتونید ساختار دایمری فیبرونکتین و تریمری اینجا لامینور می‌تونیم مشاهده بکنید لامین دارای سه تا بخش هست یا سه تا زنجیره آلفا بتا و گاماچین هست می‌دونید و می‌بینید که دارای یک بخشی برای اتصال به پروتکلیکان‌ها یک بخش برای اتصال به اینتگرین‌ها اینجا کاملاً مشاهده می‌کنید و عرضم به خدمتتون جهت اتصال به کلاژن هم داره که میتونید اینجا مشاهده بفرمایید. دقیقا فیبلنکتین هم محل اتصال به کلاژن داره محل اتصال به اینتگرین داره و محل اتصال به پروتوکلیک آنها را داره به همین دلیل به اینها بهش میگن لیکوپروتئین‌های مولتی اترسیل که خیلی حائز اهمیت هستند اما بیایم در مورد اینتگرین ها صحبت کنیم این ها پروتئین های انتگرال یا سرتاسری یا خلال غشایی هستند در غشا قرار گرفتند و برای توالی خاصی از لامینین فیین و پروتئین های ای سی ام حالت گیرندگی دارند. اینجا یه سلول مشاهده می‌کنی اینجا سیتوپلاسمه یا داخل سلوله اینجا پلاسما ممبرین یا غشای پلاسماین عین محیط خارج سلولیه این دوتایی هم که زنجیره‌ای که شما مشاهده می‌کنید که زنجیر یا زیر واحد آلفا و زیر واحد بتا ساب یونیت آلفا و ثابت بتا در مجموع انتگرین رو برای ما به وجود میارن پس این دارای دو تا ساب یونیت ساب یونیت آلفا و بتا هست که کاملا میتونید مشاهده بفرمایید همین دلیل میگن انتگرال ها یک هتروددایمره. از دو زنجیره پلی پپیدی خلال غشایی متفاوت آلفا و بتا درست شده یعنی دایمر اما زنجیره‌هاش با هم فرق دارند و هترو دایمر هست اینو کاملاً می‌تونیم مشاهده بفرمایید اتصال اینتگرین‌ها به لیگاند ها در ماتریکس خارج سلولی باعث یا امکان حرکت برای سلول‌ها در محیط خودشو فراهم میکنه بدون اینکه خودش با محیط از دست بده اینجا شما میتونید مشاهده بفرمایید مولکول های لامینین و اینتگرین هر دوتا میتونن بهش متصل بشن. و این لامینین و فیبرو نپرین عرضم به خدمتتون که گفتیم خیلی راحت می‌تونن فرایند مهاجرت یا اتصال این سلول رو به ماتریکس خارج سلولی در واقع ایجاد بکند کاملاً مشخصه که لامینین و فیبرونکتین اینجا به اینتگرین متصله این خودش ساختارهای داخل سلولی متصله و این لامین میتونن باعث ایجاد مهاجرت یا اتصال بشن. اما یک نکته خیلی مهمی که در مورد اینتگرین‌ها وجود داره اینه که اینتگرین‌ها در داخل سلول می‌تونن به ساختارهای مختلف اسکلت سلولی متصل بشن این‌ها معمولاً در داخل سلول یا در همان سیتوپلاسم به پروتئین‌های پریفرال غشا مثل پالین و وینکولین متصل میشن اینجا شمالین و وینکولین رو دارید که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم اومدن به عرضم به خدمت ها متصل شدند این تاالین و وین کولین خودشون. اینتگرین و متصل می‌کنم به فیلامنت‌های اکتین و در نتیجه باعث یک سیستم پایدار در داخل سلول خواهند شد این شیوه واکنش متقابل بین ترکیبات خارج سلولی و اسکلت داخل سلولی ایجاد می‌شه می‌بینید که اکتین به وینکولین و تالین متصل شده وین کولین و تالین به عرضم به خدمتتون اینتگرین اینتگرین خودشون به لاممینین و فیبکتین تازه خودش میتونن به سایر پروتکلیکان ها یا کلاژن ها یا سایر بافت همبند متصل بشن. پس می‌بینید واکنش متقابل بین اکتین داخل سلولی و ساختارهای ای‌سی‌ام وجود داره در برخی از سلول‌ها مثل در واقع بافت‌های پوششی انتگرال‌ها به طور غیر مستقیم به جای اینکه به اکتیو متصل بشن به فیلامنت های حد واسط متصل میشن به عنوان مثال عرضم به خدمتتون همییدسموزوم های که در بافت پوششی وجود داره اگه یادتون باشه میگفتیم درسموزوم ها عرضم به خدمتتون اینتگرین ها رو داریم که اینتگرین ها میرن به فیلامنت های حد واسط متصل بشن. یا یه ساختار چسبندگی دیگه داریم به عنوان کانون چسبندگی یا فوکال اتیژن اگر یادتون باشه ما اونو در فیبروبلاست‌ها و اپیتلیوم‌ها داریم در این ساختار کمپلکس اینتگرین فیلامنت اکتیین ایجاد میشه ما در مورد چسپنده خیلی صحبت کردیم خب اما بیایم یه مقداری هم در مورد مایع بینابینی بافت هم بند صحبت کنیم مایع بینابینی در واقع همون آب موجود در ماده زمینی هست که به اسم اینترستیشیال فلوید اصلا ازش اسم میبرند. مایع بین و بین از نظر ترکیب شبیه به پلاسمای خون هست اما پروتئین‌های پلاسمایی با وزن مولکولی پایین قادر هستند از دیواره یک رگی بگذرند و وارد بافت همبند بشن یا وارد مایع بینابینی بشن ما میدونیم که در واقع عروق در بافت‌های همبند وجود دارند عروق در اپیت ها وجود که ندارند مثلا یک رگی رو شما مشاهده می‌کنید آرتریول یا شریان. تبدیل شده به مویرگ و بعد این مویرگ تبدیل شده به ولیچه یا ونوم که در نهایت این ونول خون رو به سمت قلب برمی‌گردونه ما می‌دونیم که در محل مویرگ در واقع اجزای موجود در خون می‌تونن از دیواره مویرگ بیان بیرون و وارد در واقع فضای بافت همبند بشن به این مایعاتی که در داخل عرضم به خدمتتون بافت همبندی وجود داره ما بهش میگیم مایعی. حائز اهمیت پس مایع بینابینی آب موجود در بافت همبند که از دیواره رگ اومده به همین دلیل که ترکیبش عرضم به خدمتتون شبیه به پلاسمای خون هست و کاملا از نظر ترکیب یونی شبیه پلاسمای خونه هرچند پروتئین های پلاسمایی فقط با وزن مولکولی پایین قادرند وارد مایع بینابینی بافت هم بند بشن نکته دیگه اینه که فقط بخش کوچکی از پروتئین های بافت هم بند در واقع پلاسما میان اینو حتماً در نظر داشته باشید. یعنی این پروتئین‌هایی که در داخل بافت همبل وجود دارند مقدار خیلی خیلی کمیشون در واقع از جریان خون مبدا می‌گیرد اما تخمین زده شده که به علت حجم و توزیع گسترده اون یک سوم از پروتئین‌های پلاسمایی بدن در ماتریکس بافت همبند ذخیره شدند یعنی میزان خیلی زیادی از پروتئین های خون در داخل بافت هم بند ذخیره شده و در مواقع لزوم از داخل این بافت میتونه مجدداً وارد عروق بشه و بره به سراسر بدن انتقال پیدا کنه. دو نیرو بر آب موجود در مویرگ‌ها اثر می‌ذاره یکی نیروی هیدرواستاتیکی خون یا فشار هیدرواستاتیکی خون یکی فشار اسموزی کلریدی فشار هیدرواستاتیکی خون ناشی از پمپاژ قلبه نیروییه که از پمپاژ قلب مبدا میگیره و باعث خروج آب از دیواره مویرگ میشه که این خیلی حائز اهمیت هست اینجا شما. یک آرتریول مشاهده می‌کنید اینجا یه مویرگ این یک ونوله ما اگر اینجا این قوس مویرگی شما مشاهده کنید خود قوس مویرگی یک سمت شریانچه‌ای داره و یه سمت وریدچه‌ای داره یعنی اینجا سمت شریانچه‌ای مویرگ اینجا سمت ولیچه‌ای موی رگه فشار هیدروستاتیکی خون که از پمپاژ قلب میاد و باعث خروج آب از دیواره مویرگ میشه این فشار میبینید در سمت شریانچه ای مویرگ زیاده و در سمتوریچه ای کاهش پیدا میکنه. همین فشاره که باعث میشه مواد از دیواره مویرگ بیان به سمت داخل مایع بینابین ولی در سمت وریچه‌ای مویرگ اینجا می‌بینید که فشار عرضم به خدمتتون اسمزی بیشتر از سمت شریانیش هست و در این ناحیه فشار اسمزی کلوییدی فشاری که در واقع ناشی از پروتئین های پلاسمای که در داخل این جریان خون قرار گرفته پروتئین های پلاسمای مثل آلبومین یک حالت مکه دارند و مایعات را مجدداً به داخل گردش خون برمیگردونند. طبیعتاً موادی که در داخل در واقع شریان چه هستند از سمت جریانچه‌ای مویرگ خارج میشن و از سمت ولیچه‌ای مجدداً برمی‌گردند هرچند همه موادی که از سمت شریانچه خارج شدن از سمت ولیچه باز نمیگردند طبیعتاً یه مقداری برمیگردند پس میبینید که در سمت شریانچه فشار هیدرو استاتیک زیاده ولی در سمت فشار اسموزی زیاد است کاملا مشخص است اشاره اسموزی هم که اینجا مشاهده کردیم ناشی از پروتئین های خون مثل آلبومین. این پروتئین‌ها خودشون در داخل رگ قرار گرفتند و قادر نیستند که از مویرگ‌ها بیان بیرون به همین دلیل یک مکشی ایجاد می‌کنند مایعات به داخل رگ مجدداً باز می‌گردونند البته مقدار مایعی که به مویرگ‌ها در سمت ولیچه‌ای مویرگ باز میگرده کمتر از آبیه که در سمت شریانچه‌ای خارج شده مایعات اضافی که در بافت هم در این ناحیه قرار گرفتند از طریق یک سری مویرک های بسته به اسم مویرگ های لنفاوی مجدداً باز جذب میشن. ما در سمت مویرگهای خونی مویرگ‌های ته بسته‌ای داریم به اسم مویرگ‌های لنفاوی هر موادی که از طریق انتهای ولیچه‌ای مویرگ باز جذب نشده باشه می‌تونه وارد مویرگهای لنفاوی بشه و خود این مویرگهای لنفاوی هم در نهایت به جریان خون بازمگرده که این خیلی حائز اهمیت هست اما آخرین مبحثی که در موردش صحبت میکنیم انواع بافت همبند ببینید ما در سراسر بدن انواع مختلفی از بافت هم بند داریم. علت اینکه چرا ما انواع مختلفی بافت هم بند داریم در واقع دلیلش اینه که ترکیب تراکم سلول‌ها رشته‌ها و ماکروم مولکول‌های خارج سلولی در بافت‌های همبند سراسر بدن با همدیگه فرق می‌کنه یه بافت همبندی هست سلول هاش زیاده رشته‌هاش کم هست کی هست برعکس و به این شیوه انواع خیلی زیادی از بافت های هم بند درست شدن طبیعتاً هر کدوم از این بافت ها بر اساس نیازهایی به وجود آمدند و عملکردهای خاصی رو بر عهده گرفتن. نامگذاری انواع بافت همبند بر اساس قالب بودن هر یک از اجزای ای سی ام هست این خیلی حائز اهمیته ما به طور کلی همونطور که در این شکل هم مشاهده می‌کنید سه نوع بافت هم بند داریم بافت هم‌بند رویانی بهش مزانشیم میگیم بافت هم بند بالغین یا اصلی و بافت هم بند اختصاصی یا ویژه بافت هم بند بالغین میبینید که خود خودش متشکل از یک بافت هم بند متراکم یا دس کانکتی شو. بافت همبند سست یا لوس کانکتیو تیشو و بافت همبند رتیکولار و بافت همبند الاستیکه اینا همه بافت‌های همبند بالغین هستند بافت همبند متراکم خودش بر اساس نحوه قرارگیری رشته‌ها نسبت به هم به دو نوع بافت هم بند متراکم منظم و نامنظم ریگولار و ریگولار تقسیم بندی میشه اگر رشته ها با هم موازی باشند بهش میگیم رگولار تنس کان اگر با هم موازی نباشند بهش میگیم ریگولار انواع مختلف بافت هم بند ویژه هم در موردش صحبت کردیم. بافت‌های همبند ویژه بافت‌های هم‌بندی هستند برای عملکردهای خاصی در واقعخصص پیدا کردن به عنوان مثال آدیداسیشو یک نوع بافت همبند برای ذخیره چربی تخصص پیدا کرده غضروف یک بافت هم بند تخصص یافته دیگه است بون یک بافت هم بند تخصص یافته است و بنمرو اینجا یه پنجمی هم داره که خون خون یک نوع بافت هم بند تخصصی یافته است که اینجا نشون نداده پس بافت همبند اصلی یا بالغین یا عدالت یا پروپر بر اصل اینجا را من دارم میگم. بر اساس میزان رشته‌های کلاژن به دو نوع بافت همبند سستوان متراکم تقسیم می‌شه پس عدالت کانکتیو تیشو خودش شامل لوز و دنس بود و این تقسیم بندی بر اساس میزان رشته‌های کلاژنه ما می‌دونیم که میزان رشته‌های کلاژن در بافت هم بند سست کم و در بافت هم بنده متراکم یا انس زیاده خیلی حائز اهمیت بافت هم بند متراکم میزان رشته های کلاژنش زیاده برای مقاومت و حفاظت سازگار شده. و شامل همان ترکیبات بافت همبند سست ولی تعداد سلول‌هاش کمتره و رشته‌های کلاژنش بیشتره در نتیجه بافت همبند متراکم انعطاف پذیری کمتر و مقاومت بیشتری در مقابل فشار نسبت به بافت هم بند سست داره طبیعتاً بافت هم بند سست انعطاف پذیری بیشتر و مقاومت کمتری داره که کاملاً مشخصه اینجا کاملاً تقسیم بندی ها رو میتونیم مشاهده بکنید بافت های همبندی تخصصی یافته غضروف استخوان چربی اینجا. خونم آورده و دو نوع دیگه هم آورده بافت‌های هماتوپلیتیک یا خونساز مثل مغز استخوان یکی هم بافت لنفاوی که اینا بافت‌های همبند تخصصی یافتند بافت‌های همبند بالغین یا حقیقی دنس و لوز کانکتیف تیشو و دنس خودش رگولار و ریگولار و بافت همبند رویانی شامل مزانشیم و بافت هم بند موکوزی هست اینو حتماً در نظر داشته باشید بافت هم بند موکوزی و میزان شیمیایی که اینها بافت های همبنده رویانی به حساب میاد. عرضم به خدمتتون بافت همبند متراکم نامنظم یا ریگولار کانکتیو تیشو مثال خیلی مهمی از این نوع بافت همبند درم پوسته در بافت همبند متراکم نامنظم جز قالب بافت همبند رشته‌های کلاژنه اما رشته‌های کلاژن به صورت منظم قرار نگرفتند به شکل نامنظم و بدون جهت گیری معین در هم بافته شدند و یک شبکه سه بعدی مقاوم رو در مقابل فشارهایی که از تمام جهت بهش وارد میشه ایجاد میکنه در واقع اگر. به یک ساختاری از همه جهات فشار وارد بشه بافت همبند متراکم نامنظم بهترین گزینه در دسترس هست متراکم نامنظم در درم پوست و در کپسول ارگان‌ها قرار گرفته و این بافت همبند متراکم نامنظم معمولاً در ارتباط نزدیک با بافت هم بند سسته و این دوتا را با هم طبقه بندی می‌کنند و معمولاً جدا کردن اونها اختیاری هست بافت عرضم به خدمتتون هم بند متراکم منظم که مثل عرضم به خدمتتون تاندون ها این حالا دو تا اسلاید رفت. بافت همبند متراکم منظم عرضم به خدمتتون ساختار اصلی بافت همبند رشته‌های کلاژن بافت همبند استات کلاژن معمولا کلاژن نوع یک به صورت هم راستا می‌بینید به صورت موازی با هم قرار گرفتند و حتی رشته های کلاژن به صورت همراستا با فیبروست‌ها هستند فیبروست ها بین رشته های کلاژن قرار گرفتن و این فیبلاستین هسته ها را شما مشاهده میکن اینا هسته های فی هستند و این هسته های فیبلاست ها هستند. خود سلول‌ها هستند که در واقع کلاژن را تولید می‌کنند خیلی حائز اهمیته بین رشته‌های کلاژن به صورت متراکم و فشرده در بافت همبند متراکم نامنظم قرار گرفتند مقدار کمی ماده زمینه‌ای مقادیر کمی عروق خونی و همچنین فیبروست ها وجود دارد فیبلاست‌ها یا اگر ما بافت هم بند متراکم منظم تاندون رو در نظر بگیریم به بلاست یا بهش میگیم تسیت ها میدونید که فیبلاست و فیبوکسید یک سلول اند در دوتا حالت. سیروبلاس حالت فعال فیبروسیت حالت غیر فعال حالا این حالتو ما در تاندون‌ها هم داریم تاندون‌ها بافت هم بند متراکم نامنظم منظم هستند و به فیبروکسیدها و فیبروبلاست‌هایی که در ها وجود دارند تسید و تندون بلاست ها میگن این سلول ها دارای هسته‌های کشیده‌ای هستند که هسته‌شون به موازات در واقع فیبر های کلیژن و به موازات زوادی سیتوپسمی خودشون در واقع کشیده شده. ما بافت همبند متراکم منظم را در بیابان‌هایی مثل فیگامنتا فلاوا که انشالله در ترم‌های بعد خواهید خوند لیگام ربات زرد یا لیگامنتا فلاوا متعلق به ستون مهره‌ها و در واقع لامیناهای دو تا مهره رو به هم متصل می‌کنه وجود داره همچنین در تاندون‌ها عملکرد بافت هم بند متراکم منظم مقاومت در برابر فشارهای طولانی مدت در یک جهت یعنی اگر به یک ارگان در یک جهت فشار وارد میشه طبیعتاً. بهترین گزینه برای بافت همبند بافت همبند متراکمه منظم هست بافت همبند متراکم منظم در تاندون‌ها هم وجود دارند به طور کلی تاندون‌ها از نظر منبع خونی ضعیف‌اند ترمیمشون به کندی اتفاق صورت میگیره در آپونوروس که تاندون‌های پهن عضلات شکم محسوب میشن دستجات کلاژن به صورت ۹۰ درجه بر روی همدیگه قرار گرفتند و عرضم به خدمت تو الی آخر. شما رشته‌های کلاژنو می‌تونیم مشاهده بکنید در بین رشته‌های کلاژن می‌بینید که هسته یک فیبروسیت کاملاً می‌تونید مشاهده بکنید اگر تاندون باشه ما به این بهش میگیم اندونسیت که کاملاً مشخص هستند نکته دیگه‌ای که وجود به نوع دیگه بافت هم بند بافت هم بند سست یا بافت همبند آرئولاره بافت همبند سستی از نظر ویژگی های بافتی اینه که سلول ها و ماده زمینه ای اندازه مساوی وجود دارند یعنی اندازه تعداد سلول ها. اندازه تعداد رشته‌ها و ماده زمینه‌ای است تعداد سلول‌هاش خیلی زیاده یعنی تعداد رشته‌هاش کم هست نسبت به بافت هم بند متراکم فراوان‌ترین سلولی که در بافت همبند سست وجود داره فیبروسته اما انواع سلول‌های دیگه‌ای هم ممکنه وجود داشته باشه اشتهایی که در بافت هم بند سست وجود داره بیشتر کلاژن اند پلاستیکولار هم دارند بافت هم بند سست و ما بیشتر در زیر اپیتلیوم ها میتونیم مشاهده کنیم در زیر اپیتلیوم ها مثل اپیتریوم دستگاه تنفس دستگاه گوارش ادراری تناسلی. در زیر اپیتلیوم و غشای پایه یک لایه ضخیم از بافت همبند وجود داره که بهش میگیم لامینا پروپریا این لامینو پروپره یا بافت هم بند زیر اپیتلیوم از نوع بافت همبند سسته اینجا شما لامینور پروپریا رو مشاهده می‌کنید که در زیر این اپیتلیوم و غشای پایه قرار گرفته بافت هم بند سس همچنین در اطراف عروق خونی کوچک هم وجود دارند بافت هم بند سس پایداری ضعیفی داره انعطاف پذیری و در برابر فشار مقاومت کمی داره. بافت همبند سس یا بافت همبند آرئولا رو که متعلق به یک میزان است شما می‌تونید مشاهده بکنید و ویژگی‌هاشم کاملاً بررسی بکنید اما بافت همبند رتیکولار چه بافتیه ما گفتیم که بافت هم بند رتیکولار بافتی هست بیشتر رشته های آن از نوع رشته‌های رتیکولار هستند میدونیم که رشته های رتیکولار. از جنس کلاژن نوع ۳ هستند و یک شبکه سه بعدی رو در دور تا دور همه سلول‌ها ایجاد بکنند اینجا شما بافت هم‌بند رتیکولا رو در ارگان لنفاوی گره لنفی می‌تونید مشاهده بکنید خیلی حائز اهمیت هستند این رشته‌های رتیکولار در بافت رتیکولار توسط سلول های به اسم سلول های رتیکولار به وجود میاد سلول های رتیکولار همان فیبروس های تغییر شکل یافته هستند میتونند به میزان خیلی زیادی کلاژن نوع سه رو تولید بکنند. رشته‌های رتیکولار همانطور که در اسلایدهای قبلی گفتیم رشته‌هایی هستند که ذیلند میزان قندشون زیاده و در ارگان‌های مختلفی داربست و درست می‌کنند این رشته‌ها مثل بافت‌های خونساز مثل مغز استخوان اعضای لنفاوی مثل حال گره های لنفاویکین بسیار حائز اهمیته آخرین بافتی که در موردش صحبت می‌کنیم بافت موکوزی یا موکولیدیه بافتیک یا یکی از بافت های همبند دوره جنینیه در ساختاری به اسم بند نافت. و همچنین در برخی از اعضای جنینی وجود دارد ویژگی خیلی مهم بافت موکوزیا موکولیدی ماده زمینه‌ای فراوان هست که عمدتاً اسید هیالورونیکه این بافت ژله مانند رشته‌های کلاژنش اندکه یعنی مهم‌ترین ساختار در بافت موکوزی ماده زمینه‌ای هست نه رشته ها نه سلول ها بافت موکوئیدی در بند ناف ما بهش میگیم ژله وتون همچنین این بافت مولکولی در حفرات پالپ دندان و اتاقجی هم خواهیم داشت. مباحث عرضم به خدمتتون تموم شد ما دیگه مباحث دیگه‌ای رو عرضم به خدمتتون نمی‌گیم با توجه به اینکه خب تعداد جلسات ما بسیار زیاد شده انشالله که بتونید ازش استفاده کافی رو ببرید حتماً رفرنس‌ها رو مطالعه بفرمایید خیلی حائز اهمیت در واقع در فیلم ها جای این نیست که همه مطالب گفته بشه و طبیعتاً جلسات باید به طور خلاصه تر باشه این یکی از قوانینی هست که در دانشگاه در دوره کووید 19 وجود داره که. به ازای هر یه جلسه دو ساعت بین نیم ساعت تا ۴۵ دقیقه باید فیلم ضبط بشه در حالی که ما به عنوان مثال برای بافت همبند تا الان ۵ ۶ ساعت فیلم ضبط کردیم و خیلی از مطالبم نگفتیم انشالله که مفید واقع بشه برای شما موفق باشید خسته نباشید خسته نباشید.